
نادرشاه در یک نگاه
نام: نادرشاه افشار
نام پیش از سلطنت: نادر قلیبیگ / نادر قلی خان
سلسله: افشاریه
زادروز: حدود نوامبر ۱۶۸۸ میلادی
زادگاه: درگز، خراسان
تاجگذاری: ۱۷۳۶ میلادی، دشت مغان
دوره سلطنت: ۱۷۳۶ تا ۱۷۴۷ میلادی
مرگ: ژوئن ۱۷۴۷ میلادی
پایتختهای اصلی و مراکز حکومتی: مشهد و کلات
مهمترین دشمنان: افغانها، عثمانیان، نیروهای محلی قفقاز و آسیای مرکزی، امپراتوری گورکانی هند
مشهورترین پیروزی: نبرد کرنال، ۱۷۳۹
مشهورترین لشکرکشی: لشکرکشی به هند و ورود به دهلی
مهمترین غنایم: خزانه گورکانیان، از جمله کوه نور و جواهرات سلطنتی
مهمترین شکست: لشکرکشیهای داغستان
پایان حکومت: ترور در ۱۷۴۷ میلادی
نادرشاه که بود؟
نادرشاه افشار، با نام اصلی نادر قلیبیگ، یکی از برجستهترین فرماندهان نظامی تاریخ ایران و بنیانگذار سلسله افشاریه بود. او در دورهای ظهور کرد که ایران پس از سقوط صفویان در سال ۱۷۲۲ میلادی با یکی از سختترین بحرانهای سیاسی و نظامی تاریخ خود روبهرو شده بود. بخشهایی از کشور در اختیار افغانها، عثمانیان و روسها قرار گرفته بود و حکومت صفوی عملاً فروپاشیده بود.
نادر از یک خانواده نسبتاً گمنام و دامدار از طایفه قِرِقلوی افشار در خراسان برخاست، اما در کمتر از دو دهه به فرماندهای تبدیل شد که افغانستان، بخش بزرگی از آسیای مرکزی، هند شمالی و قفقاز را زیر ضربات ارتش خود قرار داد. در منابع تاریخی، از او به عنوان یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی سده هجدهم یاد شده است.
دوران حکومت او کوتاه بود، از ۱۷۳۶ تا ۱۷۴۷ میلادی، اما اثر نظامی و سیاسی او بر تاریخ ایران بسیار عمیق بود. نادر توانست سرزمینهایی را که در آشوبهای پس از سقوط صفویان از ایران جدا شده یا اشغال شده بودند، تا حد زیادی بازپس گیرد و برای مدتی یکی از بزرگترین قدرتهای نظامی جهان را در ایران ایجاد کند.

تولد و دوران جوانی نادرشاه
نادر در حدود نوامبر ۱۶۸۸ میلادی در منطقه درگز در شمال خراسان متولد شد. او از شاخه قِرِقلوی طایفه افشار بود. افشارها از گروههای ترکمان بودند که در دوره صفوی در مناطق شمال خراسان اسکان یافته بودند تا از مرزهای شرقی ایران در برابر حملات ازبکها دفاع کنند.
نادر در کودکی و جوانی زندگی اشرافی و درباری نداشت. او در محیطی قبیلهای و سخت رشد کرد و خیلی زود با جنگ، سوارکاری، تیراندازی و زندگی نظامی آشنا شد.
همین محیط بعدها نقش مهمی در شکلگیری شخصیت او داشت. نادر برخلاف بسیاری از فرمانروایان آن دوره، پیش از آنکه پادشاه باشد، یک جنگجو و فرمانده میدان نبرد بود.
او ابتدا با گروه کوچکی از نیروهای محلی فعالیت میکرد و به تدریج توانایی خود را در فرماندهی نشان داد. هنگامی که افغانستان در سالهای ۱۷۱۹ تا ۱۷۲۲ به ایران حمله کرد و اصفهان سقوط کرد، فرصت تاریخی نادر برای ظهور فراهم شد.
سقوط صفویان و بحران ایران
در سال ۱۷۲۲، نیروهای افغان به رهبری محمود هوتکی پس از محاصره اصفهان، پایتخت صفویان را تصرف کردند.
شاه سلطان حسین صفوی مجبور به تسلیم شد و ساختار سیاسی ایران فروپاشید.
اما مشکل فقط افغانها نبودند.
روسیه و عثمانی نیز از ضعف ایران استفاده کردند و وارد سرزمینهای ایرانی شدند. روسها در شمال و سواحل دریای خزر پیشروی کردند و عثمانیان نیز بخشهایی از غرب و شمالغرب ایران را تصرف کردند.
در چنین شرایطی، شاه تهماسب دوم صفوی تلاش کرد حکومت صفوی را دوباره احیا کند. او به خراسان رفت و برای مقابله با افغانها به دنبال فرماندهای قدرتمند بود.
آن فرمانده، نادر بود.

نادر و شاه تهماسب دوم
شاه تهماسب دوم نادر را به فرماندهی نیروهای خود منصوب کرد.
نادر در ابتدا عنوان تهماسبقلی خان را داشت، یعنی «بنده تهماسب».
اما خیلی زود مشخص شد که قدرت واقعی در میدان جنگ در دست چه کسی است.
نادر ابتدا به سراغ دشمنان داخلی و افغانها رفت. او در سال ۱۷۲۶ مشهد را به همراه نیروهای تهماسب بازپس گرفت و سپس با سرعت ارتش خود را سازمان داد.
هدف اصلی او روشن بود:
بازگرداندن اقتدار ایران.
جنگ نادرشاه با افغانها
یکی از نخستین پیروزیهای بزرگ نادر، نبرد با افغانهای ابدالی در نزدیکی هرات در سال ۱۷۲۹ بود.
پس از آن، نادر با نیروهای افغان غلزایی به فرماندهی اشرف افغان روبهرو شد.
نبرد مهم مهماندوست
در ۲۹ سپتامبر ۱۷۲۹، نیروهای نادر در نبرد مهماندوست به ارتش اشرف افغان ضربه سنگینی وارد کردند.
پس از این شکست، اشرف به سمت اصفهان عقبنشینی کرد.
نادر او را تعقیب کرد و در ادامه توانست اصفهان را بازپس گیرد. تا پایان سال ۱۷۲۹، حکومت افغانها بر بخش اصلی ایران عملاً فروپاشید.
این پیروزی نقطه عطف زندگی نادر بود.
فرماندهای که چند سال قبل تقریباً ناشناخته بود، اکنون به مهمترین نیروی نظامی ایران تبدیل شده بود.

بازپسگیری ایران از عثمانیان
پس از شکست افغانها، نادر توجه خود را به غرب ایران معطوف کرد.
عثمانیها در دوران ضعف صفویان بخشهای وسیعی از ایران را اشغال کرده بودند.
نادر در سال ۱۷۳۰ وارد جنگ با عثمانی شد و در چندین عملیات نظامی توانست مناطق مهمی را پس بگیرد.
او در قفقاز نیز پیشروی کرد و در سالهای بعد شهرهایی مانند تفلیس، ایروان، گنجه و باکو در محدوده عملیات او قرار گرفتند.
جنگهای نادر با عثمانی از مهمترین آزمونهای نظامی او بود، زیرا عثمانی در آن زمان یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای جهان به شمار میرفت.
برکناری شاه تهماسب دوم
در همین دوران، نادر متوجه شد که شاه تهماسب دوم در سیاست خارجی و جنگهایش تصمیمهایی گرفته که به نظر نادر به زیان ایران است.
تهماسب در جنگ با عثمانی شکستهایی متحمل شد و در سال ۱۷۳۲ قراردادی امضا کرد که نادر آن را نامناسب میدانست.
نادر به ایران بازگشت.
او در ۱۷۳۲ شاه تهماسب دوم را از سلطنت کنار گذاشت و پسر خردسال او را با عنوان شاه عباس سوم بر تخت نشاند.
نادر عملاً حاکم واقعی ایران شد.
خروج روسیه از سرزمینهای ایران
یکی از مسائل مهم دوران نادر، حضور روسیه در مناطق شمالی ایران بود.
روسیه در دوره پتر کبیر وارد بخشهایی از سواحل جنوبی دریای خزر شده بود.
نادر در سیاست خود تلاش کرد نفوذ روسیه را از سرزمینهای ایران عقب براند.
در عهدنامه رشت در ۱۷۳۲ روسیه پذیرفت از بخش مهمی از سرزمینهایی که در دهه ۱۷۲۰ تصرف کرده بود عقبنشینی کند.
سپس در عهدنامه گنجه در ۱۷۳۵، روسیه با بازگرداندن بیشتر مناطق اشغالشده موافقت کرد.
بنابراین یکی از مهمترین دستاوردهای نادر، بازگرداندن مناطق شمالی ایران بدون ورود به جنگ مستقیم و تمامعیار با روسیه بود.

تاجگذاری نادرشاه
نادر پس از تثبیت موقعیت خود، دیگر نمیخواست صرفاً نایب یک شاه صفوی باشد.
در سال ۱۷۳۶ میلادی در دشت مغان، مجلسی بزرگ تشکیل شد.
در این اجتماع، نادر به عنوان پادشاه ایران انتخاب شد.
به این ترتیب، حکومت صفوی عملاً پایان یافت و سلسله افشاریه آغاز شد.
نادر قلیخان اکنون تبدیل به نادرشاه افشار، شاهنشاه ایران شده بود.
ارتش نادرشاه؛ راز قدرت نظامی او
یکی از مهمترین دلایل موفقیت نادر، ارتش او بود.
نادر ارتشی متحرک، منظم و چندقومیتی ایجاد کرد که نیروهایی از مناطق مختلف ایران و حتی افغانها و ترکمانان را در خود داشت.
در یکی از برآوردهای پژوهشی، ارتش نادر در آستانه تاجگذاری او حدود ۸۰ هزار نفر تخمین زده شده است.
نادر اهمیت بسیار زیادی به:
- تحرک سریع ارتش
- سوارهنظام
- تفنگداران
- توپخانه
- استفاده هماهنگ از پیاده و سواره
- شناسایی و اطلاعات
- حملات غافلگیرانه
- مانور در میدان نبرد
میداد.
یکی از ویژگیهای مهم ارتش او، استفاده گسترده از توپهای سبک و تفنگداران متحرک بود.
او تلاش میکرد ارتش را از یک نیروی سنتی قبیلهای به نیرویی تبدیل کند که بتواند در میدانهای بزرگ و در برابر ارتشهای منظم عثمانی و مغولان هند نیز پیروز شود.
به همین دلیل در بسیاری از منابع، نادر نه فقط به عنوان یک پادشاه، بلکه به عنوان یک نابغه نظامی بررسی شده است.

فتح قندهار و پایان قدرت افغانها
پس از تثبیت قدرت در ایران، نادر به سمت شرق رفت.
قندهار همچنان یکی از مهمترین مراکز قدرت افغانها بود.
نادر در سالهای ۱۷۳۷ و ۱۷۳۸ عملیات بزرگی را برای تصرف قندهار آغاز کرد.
پس از سقوط قندهار، راه نادر به سمت افغانستان و سپس هند باز شد.
در همین زمان، بسیاری از افغانها به ارتش او پیوستند و نیروی نظامی نادر بزرگتر شد.
اما اتفاق مهمتری در راه بود.
هند.

چرا نادرشاه به هند حمله کرد؟
یکی از دلایل رسمی حمله نادر به هند، پناه دادن حکومت گورکانی هند به گروههایی از افغانها بود که نادر آنها را دشمن خود میدانست.
نادر از حکومت محمدشاه گورکانی خواست مانع فعالیت و پناه گرفتن این نیروها شود.
اما اختلافات ادامه پیدا کرد.
در نهایت، ارتش نادر وارد قلمرو هند شد.
این لشکرکشی بعدها به یکی از مشهورترین عملیاتهای نظامی تاریخ ایران تبدیل شد.

نبرد کرنال؛ شکست امپراتوری گورکانی هند
در فوریه ۱۷۳۹، ارتش نادرشاه در نزدیکی کرنال با ارتش عظیم محمدشاه گورکانی روبهرو شد.
از نظر تعداد، ارتش هند بسیار بزرگ بود.
اما مشکل اصلی ارتش هند، سازماندهی و فرماندهی ضعیفتر آن در برابر ارتش نادر بود.
نادر از تاکتیکهای هوشمندانه، آتش تفنگداران و توپخانه و مانور سریع نیروهای خود استفاده کرد.
ارتش محمدشاه شکست خورد.
این نبرد یکی از بزرگترین پیروزیهای نظامی نادرشاه بود.
پس از شکست، محمدشاه گورکانی تسلیم شد و نادر وارد دهلی شد.
ورود نادرشاه به دهلی
ورود نادر به دهلی یکی از مشهورترین وقایع تاریخ ایران و هند است.
او محمدشاه را به عنوان فرمانروای تابع خود باقی گذاشت، اما مقدار عظیمی از خزانه گورکانیان را با خود به ایران برد.
از جمله غنایم مشهور این لشکرکشی:
- الماس کوه نور
و
- تخت طاووس
بودند.
البته درباره جزئیات تاریخی تخت طاووس و اینکه همه آنچه بعدها با این نام شناخته شد دقیقاً همان تخت دوره محمدشاه بوده یا نه، میان پژوهشگران بحثهایی وجود دارد.
با این حال، منابع معتبر تاریخی تأکید میکنند که نادر از خزانه گورکانیان ثروت عظیمی به دست آورد.
کشتار دهلی
یکی از تاریکترین صفحات زندگی نادرشاه در همین لشکرکشی رقم خورد.
پس از انتشار شایعهای مبنی بر کشته شدن نادر، بخشی از مردم دهلی به نیروهای ایرانی حمله کردند و تعدادی از سربازان نادر کشته شدند.
نادر دستور برخورد شدید صادر کرد و در نتیجه، کشتار گستردهای در دهلی رخ داد.
این حادثه یکی از مهمترین دلایلی است که باعث شده تصویر نادر در تاریخ، دوگانه باشد.
از یک طرف، او فرماندهای فوقالعاده موفق بود که ایران را از فروپاشی نجات داد.
از طرف دیگر، در سالهای پایانی حکومتش، خشونت، مجازاتهای سنگین و فشار مالی بر مردم افزایش یافت.
بازگشت نادرشاه به ایران
نادر پس از توافق با محمدشاه، هند را ترک کرد.
غنایم عظیم هند قدرت مالی او را برای مدتی چند برابر کرد.
حتی نادر اعلام کرد که مالیات ایران برای سه سال بخشوده شود.
اما این وضعیت دوام زیادی نداشت.
هزینه ارتش بزرگ نادر، جنگهای جدید و شورشهای داخلی دوباره فشار مالی بر حکومت را افزایش داد.
فتوحات نادرشاه در آسیای مرکزی
نادر پس از بازگشت از هند، توجه خود را به آسیای مرکزی معطوف کرد.
در حدود سال ۱۷۴۰، نیروهای او به سمت خانات بخارا و خیوه رفتند.
بخارا و خیوه تحت فشار ارتش نادر قرار گرفتند و حاکمان آنها مجبور به پذیرش برتری نادر شدند.
در نتیجه، قلمرو نفوذ نادر برای مدتی از هند و افغانستان تا آسیای مرکزی و از قفقاز تا بخشهای بزرگی از ایران گسترش یافت.

نادرشاه و عثمانی
نادر با وجود پیروزیهای متعدد، هرگز مسئله عثمانی را کاملاً رها نکرد.
او میخواست مرزهای ایران تثبیت شود و همچنین تلاش کرد روابط مذهبی میان ایران و عثمانی را بازتعریف کند.
یکی از طرحهای مهم او، پذیرش مذهب جعفری به عنوان مذهب فقهی پنجم در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت بود.
نادر در سال ۱۷۳۶ این پیشنهاد را به عثمانیان ارائه کرد.
عثمانیها با بخش مذهبی طرح موافقت نکردند، اما مذاکرات درباره تبادل اسرا، امنیت زائران و روابط دیپلماتیک ادامه پیدا کرد.
در نهایت، پس از سالها جنگ و مذاکره، توافقی در ۱۷۴۶ میان ایران و عثمانی حاصل شد.
جنگهای نادرشاه در قفقاز و داغستان
یکی از سختترین دورههای نظامی نادر، لشکرکشیهای او در داغستان بود.
این منطقه برخلاف دشتهای ایران و هند، کوهستانی و بسیار دشوار بود.
نادر در سالهای ۱۷۴۱ تا ۱۷۴۳ چندین لشکرکشی به داغستان انجام داد.
هدف او تثبیت اقتدار ایران در قفقاز شمالی و مجازات نیروهایی بود که در برابر حکومت او مقاومت میکردند.
اما این جنگ برای نادر فاجعهبار شد.
گزارشهای روسی و پژوهشهای جدید درباره این لشکرکشی، تلفات بسیار سنگین ارتش نادر را نشان میدهند. یک پژوهش مبتنی بر گزارشهای روسی موجود در آرشیوهای امپراتوری روسیه، تعداد نیروهای نظامی نادر در این کارزار را حدود ۱۱۰ هزار نفر و تلفات سربازان را بیش از ۸۲ هزار نفر برآورد کرده است. البته درباره اعداد دقیق، میان منابع اختلاف وجود دارد.
این شکستها و مشکلات، ضربه بزرگی به اعتبار نظامی نادر وارد کرد.
داستان روسیه و ترس از نادرشاه
رابطه نادرشاه با روسیه یکی از جذابترین بخشهای تاریخ اوست.
روسیه در دهه ۱۷۲۰ بخشهایی از مناطق ساحلی ایران را اشغال کرده بود، اما با قدرت گرفتن نادر، مجبور شد از بیشتر این مناطق عقبنشینی کند.
جالبتر اینکه در سالهای پایانی حکومت نادر، روسها واقعاً نگران قدرت گرفتن بیش از حد او شدند.
ایوان کالوشکین، نماینده و مقیم روسیه در دربار نادر، مرتباً درباره تهدید احتمالی نادر برای روسیه گزارش میداد.
پژوهشهای جدید بر اساس اسناد دیپلماتیک روسیه نشان میدهند که کالوشکین به دولت روسیه درباره تهدید نادر و احتمال حرکت او علیه منافع روسیه هشدار میداد.
بنابراین اصل داستانی که میگوید روسیها از قدرت نادر میترسیدند و احتمال حمله او به روسیه را جدی میگرفتند، ریشه تاریخی دارد.
بنابراین اصل داستانی که میگوید روسیها از قدرت نادر میترسیدند و احتمال حمله او به روسیه را جدی میگرفتند، ریشه تاریخی دارد.
آیا نادرشاه واقعاً روسیه را تهدید کرد؟
بله، در سالهای پایانی روابط دو طرف بسیار پرتنش شد.
کالوشکین و دیگر نمایندگان روسیه گزارشهایی درباره تهدید نادر نسبت به روسیه ارائه کردند.
در منابع پژوهشی حتی آمده است که نماینده روسیه در دربار افشاری، به طور مرتب درباره تهدید نادر برای روسیه گزارش میفرستاد.
با این حال، یک نکته تاریخی بسیار مهم نباید فراموش شود:
نادرشاه هیچگاه موفق به لشکرکشی به داخل روسیه نشد و فتح روسیه نیز در برنامه عملیاتی نهایی او به مرحله اجرا نرسید.
در واقع، بسیاری از تهدیدها در چارچوب دیپلماسی و رقابت بر سر قفقاز و دریای خزر مطرح شدند.
رویای نیروی دریایی نادرشاه
یکی از بخشهای کمتر شناختهشده حکومت نادر، تلاش او برای ایجاد نیروی دریایی ایران بود.
نادر میدانست که اگر ایران بخواهد قدرت خود را در دریای خزر و خلیج فارس گسترش دهد، تنها نیروی زمینی کافی نیست.
او از متخصصان خارجی کمک گرفت و تلاش کرد کشتیهایی برای ایران ساخته شود.
یکی از چهرههای مهم در این پروژه، جان التون، بازرگان و ماجراجوی انگلیسی بود.
نادر در بوشهر نیز به دنبال ایجاد پایگاه و سازمان دریایی بود و تا میانه دهه ۱۷۴۰ تعداد قابل توجهی کشتی در اختیار گرفت، هرچند پروژه او هیچگاه به یک نیروی دریایی پایدار و قدرتمند تبدیل نشد.
حتی روسها نسبت به تلاش نادر برای ایجاد نیروی دریایی در دریای خزر حساس شدند.
نادرشاه و اصلاحات مذهبی
نادر تنها یک فرمانده نظامی نبود.
او تلاش کرد ساختار مذهبی و سیاسی ایران را نیز تغییر دهد.
یکی از مهمترین سیاستهای او، طرح مذهب جعفری بود.
نادر میخواست اختلاف مذهبی میان ایران صفوی و عثمانی را کاهش دهد و برای ایران جایگاهی رسمی در میان نظام مذاهب اسلامی ایجاد کند.
او حتی در مذاکرات با عثمانی پیشنهاد کرد که برای مذهب جعفری جایگاهی رسمی در کنار مذاهب چهارگانه اهل سنت در نظر گرفته شود.
این طرح در نهایت به نتیجه مطلوب نادر نرسید.
نادرشاه؛ نابغه نظامی یا فرمانروای مستبد؟
قضاوت درباره نادر ساده نیست.
اگر فقط به میدان جنگ نگاه کنیم، او یکی از بزرگترین فرماندهان تاریخ ایران بود.
او:
- افغانها را شکست داد.
- اصفهان را بازپس گرفت.
- عثمانیان را بارها شکست داد.
- روسیه را وادار به عقبنشینی از بخش بزرگی از مناطق اشغالی کرد.
- قندهار را فتح کرد.
- افغانستان را زیر سلطه خود آورد.
- ارتش گورکانی هند را در کرنال شکست داد.
- وارد دهلی شد.
- بخارا و خیوه را تحت فرمان خود درآورد.
- مرزهای ایران را در چندین جبهه گسترش داد.
اما نیمه دیگر زندگی او بسیار تاریکتر بود.
در سالهای پایانی حکومت، نادر به شدت بدگمان، خشن و مجازاتگر شد.
مالیاتهای سنگین برای تأمین هزینه ارتش، شورشهای داخلی و سرکوب شدید مخالفان باعث شد محبوبیت او کاهش پیدا کند.
منابع تاریخی نیز تأکید میکنند که نادر در پایان عمر از یک فرمانده پیروز به فرمانروایی بسیار سختگیر و بیاعتماد تبدیل شد.
نابینا کردن پسر نادرشاه
یکی از تلخترین اتفاقات زندگی نادر مربوط به پسرش، رضاقلی میرزا، بود.
در سال ۱۷۴۱ تلاش برای ترور نادر انجام شد.
پس از آن، نادر به این ظن افتاد که پسرش ممکن است در توطئه دست داشته باشد.
او دستور داد رضاقلی میرزا نابینا شود.
بعدها نادر از این تصمیم پشیمان شد.
این اتفاق تأثیر بسیار شدیدی بر روحیه او گذاشت و برخی منابع آن را یکی از عوامل تشدید بدگمانی و بیثباتی روحی او در سالهای پایانی زندگی میدانند.
آخرین سالهای زندگی نادرشاه
پس از بازگشت از هند، وضعیت نادر به تدریج تغییر کرد.
جنگهای مداوم، هزینههای سنگین ارتش، شورشهای داخلی، شکست در داغستان، نابینا کردن پسرش و افزایش بدگمانی، شخصیت او را تغییر داد.
نادر برای تأمین هزینههای دولت و ارتش مالیاتهای سنگینی وضع کرد.
در مناطق مختلف شورشهایی شکل گرفت.
او به جای مصالحه، اغلب با سرکوب نظامی پاسخ میداد.
این سیاست باعث شد حتی بخشی از فرماندهان و افسران نزدیکش نیز از او فاصله بگیرند.
مرگ نادرشاه
در سال ۱۷۴۷ میلادی، نارضایتی در میان گروهی از افسران افشار و قاجار افزایش پیدا کرد.
سرانجام گروهی از آنان علیه نادر توطئه کردند.
در ژوئن ۱۷۴۷، نادرشاه در نزدیکی قوچان به قتل رسید.
او حدود ۵۸ سال داشت.
با مرگ او، امپراتوری بزرگی که طی دو دهه با شمشیر ساخته شده بود، خیلی سریع وارد مرحله فروپاشی شد.
چرا امپراتوری نادرشاه بعد از مرگش فروپاشید؟
یکی از مهمترین نقاط ضعف حکومت نادر این بود که قدرت آن بیش از اندازه به شخص خود او وابسته بود.
او ارتشی عظیم ساخته بود، اما نتوانسته بود یک ساختار اداری و سیاسی پایدار برای نگهداری امپراتوری گسترده خود ایجاد کند.
به همین دلیل، پس از مرگش:
فرماندهان با یکدیگر درگیر شدند.
مناطق مختلف استقلال بیشتری پیدا کردند.
قدرت مرکزی ضعیف شد.
خراسان و افغانستان مسیرهای جداگانهای پیدا کردند.
حکومت افشاریان وارد دورهای از بیثباتی شد.
احمدشاه درانی که پیشتر از فرماندهان نادر بود، پس از مرگ او حکومت مستقل افغانستان را بنیان گذاشت و سلسله درانی را ایجاد کرد.
امپراتوری نادر در حقیقت تا حد زیادی یک امپراتوری نظامی وابسته به شخص نادر بود.
وقتی نادر از میان رفت، ستون اصلی آن نیز شکست.
میراث نادرشاه در تاریخ ایران
نادرشاه یکی از پیچیدهترین شخصیتهای تاریخ ایران است.
او را نمیتوان فقط «قهرمان» یا فقط «ستمگر» دانست.
او در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ ایران ظهور کرد و در مدت کوتاهی توانست کشوری فروپاشیده را دوباره به یک قدرت نظامی بزرگ تبدیل کند.
اما همین فرمانده بزرگ، در سالهای پایانی حکومت خود گرفتار خشونت، بدگمانی و فشار مالی شد و بخش زیادی از دستاوردهای سیاسیاش پس از مرگ از بین رفت.
میراث نادر را میتوان در چند بخش خلاصه کرد:
۱) احیای قدرت نظامی ایران
نادر ارتش ایران را دوباره به یکی از نیروهای مهم منطقه تبدیل کرد.
۲) شکست افغانها
او به حکومت افغانها بر بخش بزرگی از ایران پایان داد.
۳) عقبراندن عثمانیان
بخش بزرگی از سرزمینهای از دست رفته در غرب و شمالغرب ایران دوباره بازپس گرفته شد.
۴) خروج روسیه از مناطق اشغالی ایران
معاهدات رشت و گنجه به عقبنشینی روسیه از بخش مهمی از مناطق تصرفشده در دوره ضعف صفوی انجامید.
۵) پیروزی در هند
نبرد کرنال و ورود به دهلی یکی از بزرگترین پیروزیهای نظامی تاریخ ایران در دوره پس از صفویه بود.
۶) گسترش قلمرو ایران
در اوج قدرت نادر، نفوذ حکومت او از ایران به افغانستان، آسیای مرکزی، قفقاز و بخشهایی از هند کشیده شد.
۷) تلاش برای ایجاد نیروی دریایی
نادر یکی از نخستین فرمانروایان ایران پس از قرون طولانی بود که ایجاد یک نیروی دریایی منظم را به عنوان یک پروژه راهبردی دنبال کرد.
فهرست مهمترین جنگها و لشکرکشیهای نادرشاه
۱) نبردهای خراسان، ۱۷۲۶
آغاز قدرتگیری واقعی نادر و تثبیت موقعیت او در خراسان.
۲) نبرد هرات، ۱۷۲۹
شکست نیروهای افغان ابدالی.
۳) نبرد مهماندوست، ۱۷۲۹
یکی از مهمترین پیروزیهای نادر بر اشرف افغان.
۴) نبردهای اصفهان و مورچهخورت، ۱۷۲۹
شکست نهایی نیروهای افغان و بازگشت قدرت صفوی به اصفهان با اتکای نظامی به نادر.
۵) جنگهای ایران و عثمانی، ۱۷۳۰ تا ۱۷۳۵
بازپسگیری بخشهای بزرگی از مناطق غربی و شمالغربی ایران.
۶) عملیات قفقاز، ۱۷۳۴ تا ۱۷۳۵
پیشروی نادر در قفقاز و بازپسگیری شهرها و مناطق مهم.
۷) فتح قندهار، ۱۷۳۸
پایان یکی از مهمترین مراکز مقاومت افغانها.
۸) لشکرکشی افغانستان و آسیای مرکزی، ۱۷۳۸ تا ۱۷۴۰
گسترش نفوذ نادر به بلخ، بدخشان، بخارا و خیوه.
۹) نبرد کرنال، ۱۷۳۹
شکست ارتش محمدشاه گورکانی.
۱۰) فتح و ورود به دهلی، ۱۷۳۹
اوج قدرت نادرشاه در هند.
۱۱) لشکرکشی داغستان، ۱۷۴۱ تا ۱۷۴۳
یکی از سختترین و پرهزینهترین جنگهای دوران نادر.
۱۲) جنگهای دوباره با عثمانی، ۱۷۴۳ تا ۱۷۴۶
مجموعهای از عملیات نظامی که سرانجام به توافق صلح با عثمانی انجامید.
۱۳) نبرد باغاورد، ۱۷۴۵
یکی از آخرین پیروزیهای مهم نادر در برابر عثمانیان.
نادرشاه؛ مردی که از هیچ به اوج رسید
داستان نادرشاه در نهایت داستان مردی است که از یک خانواده ساده در خراسان برخاست و در مدت کوتاهی به یکی از قدرتمندترین فرمانروایان جهان سده هجدهم تبدیل شد.
او در زمانی به قدرت رسید که ایران میان افغانها، عثمانیان، روسها و مدعیان داخلی تقسیم شده بود.
نادر ابتدا ایران را از فروپاشی نجات داد، سپس افغانستان را شکست داد، عثمانیان را عقب راند، روسیه را از بخش بزرگی از مناطق اشغالشده بیرون کرد و در نهایت به هند لشکر کشید و ارتش گورکانیان را در کرنال درهم شکست.
اما امپراتوری او بیشتر بر پایه قدرت شخصی و ارتش بنا شده بود.
همین مسئله باعث شد چیزی که نادر با شمشیر ساخته بود، پس از مرگش با سرعت زیادی فرو بریزد.
نادرشاه در تاریخ ایران یک تناقض بزرگ باقی ماند:
بزرگترین فاتح ایران پس از صفویان، و همزمان یکی از خشنترین فرمانروایان سالهای پایانی ایران افشاری.
شاید دقیقترین تصویر از نادر همین باشد؛ مردی که در اوج آشوب، ایران را دوباره به یک قدرت بزرگ تبدیل کرد، اما نتوانست برای این قدرت بزرگ، ساختاری پایدارتر از شمشیر خودش ایجاد کند.
#نادرشاه افشار, #افشاریان, #نادر, #فتح هندمنابع و مراجع تاریخی
برای تدوین این مقاله، بهویژه برای بخشهای مربوط به زندگی نادر، جنگها، سیاست خارجی، عثمانی، روسیه، هند و سالهای پایانی حکومت او، از منابع پژوهشی معتبر استفاده شده است.
Encyclopaedia Iranica، مقاله Nader Shah
Encyclopaedia Iranica، سلسله افشاریان
Encyclopaedia Iranica، ارتش در دوره افشار و زند
Encyclopaedia Iranica، نیروی دریایی نادرشاه
Lawrence Lockhart, Nadir Shah: A Critical Study Based Mainly Upon Contemporary Sources, 1938.
Michael Axworthy, The Sword of Persia: Nader Shah, from Tribal Warrior to Conquering Tyrant.
پژوهشهای مربوط به اسناد دیپلماتیک روسیه و گزارشهای ایوان کالوشکین درباره نادرشاه.
