
فرخان بزرگ یا فرخان یکم، از برجستهترین فرمانروایان ایرانی سده هفتم و هشتم میلادی و یکی از مهمترین اسپهبدان دودمان دابویگان طبرستان بود. او در دورهای حکومت میکرد که بخش بزرگی از ایران پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی زیر فرمان خلافت اسلامی قرار گرفته بود، اما سرزمینهای کوهستانی شمال ایران، بهویژه طبرستان، گیلان و دیلم، همچنان در برابر نفوذ و لشکرکشی حکومتهای عربی مقاومت میکردند.
مشخصات فرخان بزرگ
نام: فرخان بزرگ
نامهای دیگر: فرخان یکم، فرخان کبیر
لقب: ذوالـمناقب
عنوان: اسپهبد، پادشوارگرشاه، گیلگیلان
دودمان: دابویگان طبرستان
پدر: دابویه
پایتخت: ساری و مراکز حکومتی طبرستان
دوره فعالیت: سده هفتم و هشتم میلادی
فرمانروایی: حدوداً تا ۷۲۸ میلادی، با اختلاف در تاریخ دقیق آغاز حکومت
مهمترین دشمنان: سپاه اموی، مصقله بن هبیره، یزید بن مهلب و نیروهای مهاجم ترک
مهمترین متحدان نظامی: دیلمیان و گیلها
مهمترین نبرد: مقاومت در برابر لشکرکشی یزید بن مهلب در ۷۱۶ تا ۷۱۷ میلادی
جانشین: دادمهر / داذمهر
مرگ: حدود ۷۲۸ میلادی
فرخان بزرگ در منابع محلی با لقب ذوالـمناقب نیز شناخته شده است. عنوان اسپهبد نیز عنوان نظامی و حکومتی کهن ایرانی بود که فرمانروایان دابویگان آن را به عنوان عنوان سلطنتی خود به کار میبردند.
دوره فرمانروایی او با مجموعهای از جنگها، لشکرکشیها و درگیریهای داخلی و خارجی همراه بود و در میان مهمترین رویدادهای آن، نبرد با سپاه اموی به فرماندهی یزید بن مهلب و پیش از آن درگیری طولانی با سپاه مصقله بن هبیره شیبانی قرار دارد.

فرخان بزرگ از چه دودمانی بود؟
فرخان بزرگ از خاندان دابویگان بود؛ دودمانی ایرانی که در سدههای نخست پس از سقوط ساسانیان بر بخشهایی از طبرستان و مناطق پیرامون آن حکومت میکرد.
در روایتهای تاریخی محلی، دابویگان خود را به خاندان سلطنتی ساسانی و در نهایت به جاماسپ، شاه ساسانی منسوب میکردند. البته پژوهشهای جدید درباره تاریخ دقیق شکلگیری حکومت دابویگان در طبرستان احتیاط بیشتری دارند و برخی پژوهشگران، فرخان بزرگ را عملاً بنیانگذار قدرت دابویگان در طبرستان میدانند و آغاز قدرت او را به دهه ۶۷۰ میلادی نزدیکتر میدانند، نه الزاماً اوایل سده هشتم.
پدر فرخان، دابویه، از فرمانروایان این خاندان بود و نام دابویگان نیز از نام او گرفته شده است.
پس از مرگ دابویه، فرخان به قدرت رسید و نفوذ خود را در طبرستان گسترش داد. در روایت ابن اسفندیار، او توانست قلمرو خود را تا حدود نیشابور گسترش دهد و فرمانروایی خود را بر بخش بزرگی از مناطق اطراف تثبیت کند.
طبرستان در زمان فرخان بزرگ
طبرستان سرزمینی معمولی برای یک لشکر مهاجم نبود.
رشتهکوههای البرز، درههای باریک، جنگلهای انبوه و مسیرهای دشوار کوهستانی باعث میشد سپاههای بزرگ مهاجم نتوانند مانند دشتهای عراق و خراسان بهسادگی در آن حرکت کنند.
فرخان بزرگ از همین شرایط جغرافیایی بهخوبی استفاده کرد.
او تنها به دفاع در قلعهها اکتفا نکرد، بلکه نیروهای محلی، دیلمیان و گیلها را در مواقع لازم با خود همراه کرد و از زمین کوهستانی طبرستان برای فرسوده کردن سپاه دشمن استفاده نمود.
دابویگان همچنین تنها قدرت سیاسی منطقه نبودند. خاندانهایی مانند کارنوندیان و باوندیان نیز در مناطق کوهستانی طبرستان قدرت داشتند و روابط آنها با دابویگان در دورههای مختلف شکلهای متفاوتی داشت. بنابراین حکومت فرخان را باید در چارچوب یک شبکه از خاندانهای محلی ایرانی در شمال ایران فهمید.
جنگ با مصقله بن هبیره شیبانی
یکی از قدیمیترین و مشهورترین داستانهای مربوط به مقاومت طبرستان در برابر سپاه عرب، جنگ فرخان بزرگ با مصقله بن هبیره شیبانی است.
مصقله از فرماندهان عرب بود که قصد داشت طبرستان را به قلمرو تحت نفوذ خلافت وارد کند. بر اساس روایت ابن اسفندیار، او با حدود ۴ هزار جنگجو وارد این نبرد شد و جنگ میان سپاه او و فرخان حدود دو سال ادامه پیدا کرد. سرانجام سپاه مصقله شکست خورد و خود او نیز کشته شد.
در برخی روایتهای متأخر، شمار نیروهای مصقله ۲۰ هزار نفر ذکر شده است. به همین دلیل عدد ۲۰ هزار در روایتهای مربوط به این جنگ مشهور شده، اما برای یک متن تاریخی دقیق بهتر است گفته شود که منابع درباره شمار سپاه اختلاف دارند و روایت قدیمیتر ابن اسفندیار عدد ۴ هزار نفر را ذکر میکند.
آنچه در منابع درباره نتیجه جنگ مشترک است، شکست سخت سپاه مصقله و کشته شدن فرمانده آن است.
در تاریخ طبرستان حتی گفته شده بود که نابودی سپاه مصقله چنان کامل بود که عبارت تا مصقله از طبرستان بازگردد برای اشاره به کاری که انجامشدنش بعید یا ناممکن است، در میان مردم رواج پیدا کرد.
این جنگ یکی از نمونههای مهم مقاومت نظامی طبرستان در برابر گسترش قدرت امویان بود.

رویارویی با یزید بن مهلب، بزرگترین نبرد فرخان
اما مشهورترین رویارویی فرخان بزرگ با سپاه اموی، حمله یزید بن مهلب در سالهای حدود ۷۱۶ تا ۷۱۷ میلادی بود.
یزید بن مهلب، یکی از قدرتمندترین فرماندهان اموی، در آن زمان حکومت عراق و خراسان را در اختیار داشت و مأموریت یافت سرزمینهای جنوبی دریای خزر، بهویژه طبرستان، را تحت سلطه خلافت قرار دهد.
یزید با نیروی بزرگی وارد منطقه شد.
در آغاز، سپاه او موفقیتهایی به دست آورد. گرگان و دهستان به دست نیروهای او افتاد و فرخان مجبور شد به مناطق کوهستانی طبرستان عقبنشینی کند.
اما این پایان کار نبود.
فرخان نیروهای خود را دوباره سازمان داد و از دیلمیان و گیلها کمک گرفت. نیروهای ایرانی از مزیت زمین کوهستانی استفاده کردند و حملات خود را علیه سپاه اموی آغاز کردند.
در نهایت سپاه یزید بن مهلب در مناطق کوهستانی با مقاومت شدید روبهرو شد و شکست خورد. منابع تاریخی از عقبنشینی سخت نیروهای او و کشتهشدن شمار زیادی از سربازان در جریان درگیری و عقبنشینی خبر میدهند.
شورش گرگان و ضربه دیگری به سپاه اموی
پیروزی فرخان فقط به شکست مستقیم نیروهای یزید محدود نشد.
پس از شکست نیروهای اموی در طبرستان، مردم گرگان نیز علیه پادگان عرب شورش کردند.
این شورش ضربه سنگینی به موقعیت یزید وارد کرد. پادگان عرب در گرگان از میان رفت و حتی تعدادی از افراد خاندان خود یزید بن مهلب نیز در میان کشتهشدگان بودند.
به این ترتیب، سپاه اموی که با هدف تسخیر طبرستان وارد منطقه شده بود، نهتنها نتوانست این سرزمین را بهطور پایدار تصرف کند، بلکه با مقاومت همزمان نیروهای فرخان، دیلمیان و گیلها و شورش مردم گرگان روبهرو شد.
پیمان فرخان و یزید بن مهلب
پس از شکستهای پیاپی، یزید بن مهلب دریافت که ادامه جنگ برای سپاه او بسیار پرهزینه است.
در نهایت میان یزید و فرخان توافقی صورت گرفت.
بر اساس این توافق، یزید نیروهای خود را از منطقه عقب کشید و فرخان در برابر حفظ استقلال عملی طبرستان، شرایطی مربوط به پرداخت خراج را پذیرفت.
این نکته اهمیت زیادی دارد: طبرستان در این مرحله بهطور کامل فتح و ضمیمه حکومت اموی نشد.
فرخان توانست حکومت خود را حفظ کند و سپاه اموی را مجبور به عقبنشینی کند. یک سال بعد، یزید بن مهلب توسط خلیفه جدید، عمر بن عبدالعزیز، از حکومت برکنار و زندانی شد.

فرخان و جنگ با ترکها
فرخان تنها با سپاه عرب درگیر نبود.
در دوره فرمانروایی او، از سوی سرزمینهای شرقی نیز حملاتی به طبرستان صورت میگرفت. منابع محلی از درگیری فرخان با نیروهای ترک خبر میدهند.
فرخان ابتدا برای جلوگیری از حملات آنها توافقی برقرار کرد و مدتی به آنها خراج پرداخت، اما پس از آنکه استحکامات و مسیرهای دفاعی طبرستان را تقویت کرد، پرداخت خراج را متوقف نمود.
ترکها بار دیگر حمله کردند.
فرخان نیروهای خود را در مواضع مناسب مستقر کرد و در یک حمله شبانه ضربه سنگینی به مهاجمان وارد کرد. منابع محلی این نبرد را یکی از پیروزیهای مهم او میدانند.
شورش دیلمیان و نبوغ فرخان در محاصره فیروزخسره
فرخان حتی با شورش داخلی نیز روبهرو شد.
در یکی از دورههای حکومت او، گروههایی از دیلمیان علیه وی شورش کردند. فرخان مجبور شد به سمت آمل عقبنشینی کند و در دژی مستحکم در نزدیکی آمل، معروف به فیروزخسره، پناه بگیرد.
دیلمیان قلعه را محاصره کردند.
محاصره طولانی شد و هدف شورشیان این بود که ذخیره غذایی قلعه تمام شود و فرخان مجبور به تسلیم گردد.
اما فرخان با یک نیرنگ مشهور محاصره را شکست.
او دستور داد مقداری گچ و مواد مشابه را به شکل نان درآورند و آنها را روی دیوارهای قلعه قرار دهند.
دیلمیان از دور این نانها را دیدند و تصور کردند که مدافعان هنوز آنقدر ذخیره غذایی دارند که میتوانند مدت زیادی مقاومت کنند.
در نتیجه امید خود را به پیروزی از دست دادند و از محاصره عقب نشستند.
فرخان پس از خروج از قلعه، حتی مسیرهای میان آمل و دیلم را با خندقها و جویها دشوار کرد تا حرکت نیروهای سواره در آن مسیرها بسیار سخت شود. این داستان در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار نقل شده است.
گسترش قلمرو فرخان
فرخان بزرگ فقط یک فرمانده دفاعی نبود.
در منابع محلی، قلمرو او تا نزدیکی نیشابور توصیف شده است.
البته باید توجه داشت که میزان واقعی کنترل مستقیم دابویگان بر همه این مناطق محل بحث پژوهشگران است. دابویگان در برخی نواحی بیشتر نقش قدرت برتر و حامی خاندانهای محلی را داشتند تا اینکه همه مناطق را مستقیماً اداره کنند.
با این حال، روشن است که فرخان در مقایسه با بسیاری از فرمانروایان محلی شمال ایران در آن دوره، قدرت سیاسی و نظامی قابل توجهی ایجاد کرده بود.
بنیانگذاری و آبادانی ساری
نام فرخان بزرگ با ساری نیز پیوند خورده است.
در منابع تاریخی محلی، ساخت و توسعه ساری به دوره او نسبت داده شده و این شهر به یکی از مراکز مهم حکومت دابویگان تبدیل شد.
ابن اسفندیار از فرخان به عنوان فرمانروایی یاد میکند که در دوره خود به آبادانی طبرستان توجه زیادی داشت و شهرها و مراکز حکومتی را توسعه داد.
بر اساس برخی روایتها، نام ساری با سارویه، یکی از فرزندان یا نزدیکان فرخان، ارتباط داده شده است. درباره جزئیات دقیق بنیانگذاری شهر، میان منابع اختلافهایی وجود دارد، اما ارتباط ساری با دوره دابویگان و حکومت فرخان در منابع محلی بسیار پررنگ است.

سکههای فرخان بزرگ
یکی از شواهد مهم درباره حکومت فرخان، سکههای باقیمانده از دوره اوست.
فرخان از نخستین فرمانروایان دابویگان است که سکههای شناختهشدهای از او باقی مانده است.
این سکهها بهشدت از سنت پولی ساسانی تأثیر گرفتهاند و از نظر وزن، طرح و نوشتههای پهلوی، ادامهای از سنت سکههای شاهنشاهی ساسانی محسوب میشوند.
بر روی سکههای فرخان، سبک تاج و تصویر او نیز از سنتهای ساسانی تأثیر پذیرفته است.
این موضوع نشان میدهد که حکومت دابویگان، حتی پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی، از نظر نمادهای سلطنتی و سیاسی خود را در ادامه سنت پادشاهی ایران میدید.
فرخان بزرگ و حفظ استقلال طبرستان
یکی از مهمترین دستاوردهای فرخان این بود که اجازه نداد طبرستان بهسادگی به یکی از استانهای تحت اداره مستقیم خلافت اموی تبدیل شود.
در زمانی که سپاههای خلافت در بخش بزرگی از ایران مستقر بودند، طبرستان همچنان تحت حکومت خاندانهای ایرانی باقی ماند.
جغرافیای البرز نقش مهمی داشت، اما تنها عامل نبود.
فرخان توانست از چند عنصر بهطور همزمان استفاده کند:
- شناخت دقیق جغرافیای کوهستانی طبرستان
- استفاده از جنگهای کمین و حملات ناگهانی
- همکاری با نیروهای دیلم و گیل
- حفظ شبکه خاندانهای محلی
- تقویت استحکامات
- استفاده از مسیرهای دشوار کوهستانی
- جلوگیری از تثبیت پادگانهای دشمن
- و مذاکره در زمانی که ادامه جنگ به سود او نبود.
به همین دلیل، مقاومت طبرستان در برابر سپاه اموی تنها یک پیروزی در یک نبرد نبود، بلکه مجموعهای از سیاستهای نظامی و سیاسی بود که استقلال منطقه را برای دههها حفظ کرد.
آیا فرخان ۲۰ هزار عرب را کشت؟
این قسمت از داستان فرخان در روایتهای عامه بسیار مشهور است.
گاهی گفته میشود که فرخان بزرگ ۲۰ هزار سرباز عرب را در طبرستان شکست داد و همه آنها را کشت.
اصل داستان به نبردهای فرخان با نیروهای عرب بازمیگردد، اما عدد ۲۰ هزار قطعی نیست.
در روایت ابن اسفندیار درباره لشکرکشی مصقله بن هبیره، شمار نیروهای او ۴ هزار نفر ذکر شده و گفته میشود جنگ دو سال طول کشید و در نهایت سپاه او شکست خورد و خود مصقله نیز کشته شد. برخی روایتهای دیگر، شمار سپاه او را ۲۰ هزار نفر دانستهاند.
از طرف دیگر، نبرد بزرگ فرخان با یزید بن مهلب نیز لشکرکشی بسیار مهمی بود و منابع از شکست سنگین نیروهای اموی و عقبنشینی آنها خبر میدهند، اما نباید بدون ذکر منبع، تمام اعداد و روایتهای مربوط به کشتهشدگان را به یک نبرد نسبت داد.
بنابراین اگر بخواهیم روایت را دقیق بنویسیم، بهتر است بگوییم:
فرخان بزرگ در یکی از مشهورترین جنگهای خود سپاه مصقله بن هبیره را پس از دو سال نبرد شکست داد و مصقله کشته شد. برخی روایتها شمار سپاه او را ۲۰ هزار نفر دانستهاند، در حالی که روایت ابن اسفندیار ۴ هزار نفر را ذکر میکند.
این روایت از نظر تاریخی قابل دفاعتر از ادعای قطعی کشتن ۲۰ هزار نفر است.
پایان زندگی فرخان بزرگ
فرخان بزرگ پس از سالها فرمانروایی و جنگ در حدود ۷۲۸ میلادی درگذشت.
پس از او پسرش دادمهر، یا داذمهر، به حکومت رسید.
فرخان پس از خود حکومتی را برجای گذاشت که همچنان توانست برای چند دهه استقلال طبرستان را حفظ کند.
پس از دادمهر، سرانجام خورشید به حکومت رسید و آخرین فرمانروای بزرگ دابویگان شد.
دودمان دابویگان تا سده هشتم میلادی به حیات سیاسی خود ادامه داد و سرانجام در دوره خلافت عباسی، در جریان لشکرکشیهای سالهای ۷۵۸ تا ۷۶۱ میلادی، حکومت مستقل آن در طبرستان از میان رفت.
میراث فرخان بزرگ
فرخان بزرگ یکی از چهرههای مهم تاریخ شمال ایران در سدههای نخست پس از سقوط ساسانیان است.
او در دورهای زندگی میکرد که بخش بزرگی از ایران دستخوش تغییر سیاسی بزرگی شده بود. با این حال، در طبرستان حکومتهای محلی ایرانی همچنان پابرجا بودند.
فرخان در برابر چند دشمن مختلف جنگید؛ از سپاههای عرب گرفته تا نیروهای ترک و شورشهای داخلی.
او در نبرد با مصقله بن هبیره پیروز شد، در برابر لشکرکشی بزرگ یزید بن مهلب ایستادگی کرد، از دیلمیان و گیلها برای دفاع از طبرستان بهره گرفت، با شورشهای داخلی مقابله کرد و قلمرو و ساختار سیاسی دابویگان را تقویت نمود.
مهمترین میراث او شاید همین باشد که در دورهای بسیار پرآشوب، توانست طبرستان را به یکی از مهمترین کانونهای استمرار حکومتهای ایرانی در شمال ایران تبدیل کند.
فرخان بزرگ تنها یک جنگاور نبود؛ او فرمانروایی بود که جنگ، جغرافیا، سیاست محلی، دیپلماسی و استحکامات را در کنار یکدیگر به کار گرفت.
به همین دلیل نام او در تاریخ طبرستان، در کنار دیگر اسپهبدان بزرگ این سرزمین، باقی مانده است.
منابع:
#فرخان دابویه, #دابویگان, #فرخان بزرگ, #طبرستان- ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان
- Encyclopaedia Iranica، مدخل Dabuyids
- Parvaneh Pourshariati، Decline and Fall of the Sasanian Empire
- منابع تاریخی مربوط به لشکرکشی یزید بن مهلب به طبرستان
- منابع سکهشناسی مربوط به سکههای دابویگان و فرخان بزرگ
