
در آغاز سده پنجم پیش از میلاد، میان شاهنشاهی هخامنشی و شماری از دولتشهرهای یونانی یکی از مهمترین درگیریهای جهان باستان شکل گرفت؛ مجموعهای از جنگها که بعدها به «جنگهای ایران و یونان» یا «جنگهای پارسی» مشهور شد.
این درگیری تنها یک نبرد نبود. ماجرا از شورش شهرهای یونانی ایونیه در آسیای صغیر آغاز شد، به لشکرکشی داریوش بزرگ و نبرد ماراتن انجامید و پس از مرگ داریوش، در دوران پسرش خشایارشا، به یکی از عظیمترین لشکرکشیهای جهان باستان تبدیل شد؛ لشکرکشیای که در جریان آن سپاه هخامنشی از هلسپونت عبور کرد، از ترموپیل گذشت، آتن را به تصرف خود درآورد و سرانجام در نبرد دریایی سالامیس با ناوگان متحد یونانی روبهرو شد.
اما داستان در سالامیس پایان نیافت. یک سال بعد، در نبرد پلاته، سپاه هخامنشی شکست دیگری متحمل شد و عملیات اصلی ایران برای سلطه بر سرزمین اصلی یونان پایان گرفت.
آغاز ماجرا؛ شورش ایونیه
ریشه جنگ را باید چند سال پیش از ماراتن جستوجو کرد.
پس از گسترش قلمرو هخامنشیان در غرب، بسیاری از شهرهای یونانیِ سواحل آسیای صغیر، که در منابع باستانی عمدتاً با عنوان شهرهای ایونی شناخته میشوند، تحت فرمان شاهنشاهی هخامنشی قرار گرفتند.
در سال ۴۹۹ پیش از میلاد، شورشی در ایونیه آغاز شد. آتن و اترایا نیز از شورشیان حمایت کردند و نیروهایی را به آسیای صغیر فرستادند. نیروهای شورشی حتی توانستند شهر سارد، یکی از مراکز مهم هخامنشیان در آسیای صغیر، را به آتش بکشند.
داریوش بزرگ سرانجام شورش ایونیه را سرکوب کرد.
اما دخالت آتن در این شورش، مسئلهای را برای داریوش ایجاد کرد که بعدها اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرد.
از دیدگاه دربار هخامنشی، آتن دیگر تنها یک دولتشهر دوردست نبود؛ شهری بود که در شورش علیه حکومت شاهنشاهی نقش گرفته بود.
داریوش تصمیم گرفت قدرت خود را مستقیماً به سرزمین اصلی یونان نشان دهد.
لشکرکشی داریوش بزرگ

در سال ۴۹۰ پیش از میلاد، داریوش سپاهی را برای لشکرکشی به سوی یونان فرستاد.
فرماندهی این عملیات را در منابع به داتیس و آرتافرن نسبت دادهاند. ناوگان هخامنشی از مسیر دریایی حرکت کرد و پس از تصرف یا تسلیم چند نقطه، به سوی آتیکا رفت.
در این لشکرکشی، یکی از اهداف مهم، بازگرداندن هیپیاس، فرمانروای پیشین آتن، نیز بود؛ اما سرانجام سپاه هخامنشی در دشت ماراتن در برابر نیروهای آتنی قرار گرفت.
ماراتن دشتی ساحلی در شمالشرق آتیکا بود و موقعیت آن برای عملیات یک ارتش بزرگ و همچنین ارتباط دریایی اهمیت داشت.
نبرد ماراتن؛ ۴۹۰ پیش از میلاد
در ماراتن، نیروهای آتنی به فرماندهی میلتیادس در برابر سپاه هخامنشی قرار گرفتند.
منابع یونانی، بهویژه هرودوت، گزارش میکنند که نبرد با حمله نیروهای آتنی آغاز شد و در نهایت ارتش آتن توانست نیروهای ایرانی را وادار به عقبنشینی به سوی کشتیهایشان کند.
ماراتن از نظر تاریخی اهمیت زیادی پیدا کرد؛ زیرا نخستین لشکرکشی بزرگ هخامنشیان به سرزمین اصلی یونان با یک شکست نظامی پایان یافت.
با این حال، نباید تصور کرد که شکست در ماراتن به معنای فروپاشی قدرت هخامنشیان یا پایان فوری برنامه داریوش بود.
برعکس، داریوش پس از این رویداد تصمیم گرفت با نیرویی بزرگتر بازگردد.
هرودوت روایت میکند که داریوش پس از شنیدن خبر ماراتن، قصد داشت لشکرکشی گستردهتری را برای تسلط بر یونان آماده کند؛ اما شورش مصر و مشکلات دیگر باعث شد این برنامه به تأخیر بیفتد و داریوش پیش از اجرای آن درگذشت.
داریوش میمیرد؛ اما جنگ تمام نشده بود
داریوش بزرگ در سال ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت.
پسرش، خشایارشا، پس از او به تخت شاهنشاهی نشست.
خشایارشا در ابتدا با مشکلات داخلی، از جمله شورش مصر، روبهرو شد؛ اما سرانجام برنامه پدر برای لشکرکشی به یونان را دنبال کرد.
این بار قرار نبود تنها یک نیروی محدود از مسیر دریا به یونان فرستاده شود.
خشایارشا برای حملهای بسیار بزرگتر آماده شد؛ لشکرکشیای که هم نیروی زمینی عظیم و هم ناوگانی بزرگ را دربر میگرفت.
در منابع یونانی اعداد بسیار بزرگی برای تعداد نیروهای خشایارشا ذکر شده است، اما بسیاری از این اعداد در پژوهشهای جدید محل تردید هستند. بنابراین بهتر است به جای تکرار اعداد افسانهای، بر واقعیت مسلم تاریخی تأکید کنیم: سپاه خشایارشا نیرویی بسیار بزرگ و چندقومیتی بود که از بخشهای گوناگون شاهنشاهی هخامنشی گرد آمده بود.
آمادهسازی برای بزرگترین لشکرکشی

خشایارشا برای عبور از مسیرهای طبیعی دشوار، تدارکات گستردهای انجام داد.
یکی از مشهورترین اقدامات او، ایجاد پلهای شناور بر روی هلسپونت بود؛ تنگهای که امروز آن را داردانل مینامیم و اروپا را از آسیای صغیر جدا میکند.
عبور یک سپاه عظیم از چنین آبراهی، بدون آمادهسازی قبلی تقریباً غیرممکن بود.

کشتیها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و با استفاده از تجهیزات مختلف به عنوان پل مورد استفاده قرار گرفتند.
خشایارشا همچنین برای عبور ناوگان و تأمین آذوقه سپاه، شبکهای از انبارها و مسیرهای تدارکاتی را در طول مسیر آماده کرد.
یکی دیگر از اقدامات مشهور این لشکرکشی، حفر کانال در شبهجزیره آتوس بود تا ناوگان از مسیر خطرناک پیرامون آن عبور کند.
این اقدامات نشان میدهد که لشکرکشی خشایارشا یک حمله ناگهانی نبود؛ بلکه عملیاتی بزرگ بود که سالها برای آن برنامهریزی و تدارک انجام شده بود.
عبور خشایارشا از هلسپونت

سرانجام در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاه خشایارشا از آسیا وارد اروپا شد.
این لحظه یکی از نمادینترین بخشهای لشکرکشی هخامنشیان به یونان بود.
ارتش خشایارشا پس از عبور از هلسپونت به سوی مقدونیه و سپس جنوب یونان حرکت کرد.
در این مسیر، نیروهای گوناگونی از سراسر شاهنشاهی هخامنشی حضور داشتند؛ از ایرانیان و مادها گرفته تا نیروهای مصر، فنیقیه، آسیای صغیر و مناطق دیگر.
همزمان ناوگان عظیم هخامنشی نیز در امتداد ساحل حرکت میکرد تا ارتش را پشتیبانی کند.
هدف تنها تنبیه آتن نبود؛ لشکرکشی خشایارشا در عمل تهدیدی برای استقلال بسیاری از دولتشهرهای یونانی بود.
ترموپیل؛ نخستین سد بزرگ

یونانیان که متوجه ابعاد حمله شده بودند، تصمیم گرفتند در نقاطی مناسب جلوی پیشروی سپاه هخامنشی را بگیرند.
یکی از مهمترین این نقاط، گذرگاه باریک ترموپیل بود.
نیروهای یونانی به رهبری لئونیداس، شاه اسپارت، در این منطقه موضع گرفتند.
باریکی گذرگاه باعث میشد برتری عددی سپاه هخامنشی تا حدی کاهش پیدا کند.
نبرد چند روز ادامه یافت.
در نهایت، با آشکار شدن مسیر دیگری که امکان دور زدن مواضع یونانی را فراهم میکرد، نیروهای مدافع در وضعیت دشواری قرار گرفتند.
لئونیداس و گروهی از نیروهایش در نبرد کشته شدند و سپاه هخامنشی توانست از ترموپیل عبور کند.
همزمان نبرد دریایی آرتیمیزیوم نیز میان ناوگان ایرانی و یونانی جریان داشت.
پس از سقوط ترموپیل، مواضع یونانیان در شمال آتیکا دیگر قابل حفظ نبود.

آتن در آستانه سقوط
اکنون مسیر به سوی آتن باز شده بود.
اما آتنیها یک تصمیم بسیار مهم گرفته بودند.
آنها قرار نبود در برابر سپاه خشایارشا از شهر خود دفاع کنند.
در عوض، بخش بزرگی از جمعیت شهر را تخلیه کردند و نیروهای نظامی و ناوگان خود را برای ادامه جنگ آماده کردند.
در این تصمیم، نقش تمیستوکلس، سیاستمدار و فرمانده آتنی، بسیار مهم بود.
تمیستوکلس بر اهمیت نیروی دریایی تأکید داشت و آتن در سالهای پیش از حمله خشایارشا با استفاده از درآمد معادن نقره لوریون، ناوگان بزرگی ساخته بود.
در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، آتن یکی از بزرگترین نیروهای دریایی ائتلاف یونانی را در اختیار داشت.
آتنیها شهر را ترک میکنند

اینجا یکی از معروفترین بخشهای داستان رخ میدهد.
آتنیها شهر را ترک کردند.
بنابراین اگر در روایتهای امروزی گفته شود «رومیها آتن را خالی کردند»، این عبارت از نظر تاریخی نادرست است.
رومیها در این جنگ نقشی نداشتند؛ برخی مردم روم و یونان را از ابتدا باهم دیگر اشتباه میگیرند.
این خود آتنیها بودند که پیش از رسیدن سپاه خشایارشا، بخش بزرگی از جمعیت را از شهر خارج کردند و به مناطق امنتر، بهویژه سالامیس و نقاط دیگر، انتقال دادند.
هدف این بود که جان مردم حفظ شود و در عین حال ناوگان آتن بتواند به جنگ ادامه دهد.
درباره زمان دقیق تخلیه آتن در منابع اختلافهایی وجود دارد. روایت هرودوت و شواهد مربوط به «فرمان ترویزن» در جزئیات کاملاً یکسان نیستند؛ بنابراین بهتر است تاریخ دقیق تخلیه را با احتیاط بیان کرد. اما اصل تخلیه آتن و انتقال جمعیت برای ادامه جنگ دریایی، بخشی مهم از روایت تاریخی این جنگ است.
فتح آتن توسط خشایارشا
پس از عبور سپاه هخامنشی از ترموپیل، نیروهای خشایارشا وارد آتیکا شدند.
آتن تقریباً خالی شده بود.
سپاه هخامنشی وارد شهر شد و آکروپولیس را به تصرف درآورد.
بخشهایی از شهر و بناهای آکروپولیس در جریان این عملیات به آتش کشیده و ویران شدند.
بنابراین باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد:
خشایارشا واقعاً آتن را فتح و تصرف کرد.
اما فتح آتن به معنای شکست نهایی یونانیان نبود.
در حقیقت، بخش مهمی از نیروی نظامی آتن هنوز زنده بود و ناوگان آتنی در نزدیکی سالامیس مستقر شده بود.
همین مسئله سرنوشت جنگ را تغییر داد.
چرا آتن عمداً خالی شده بود؟
تصمیم تخلیه آتن در نگاه اول عجیب به نظر میرسد.
چرا باید شهری را که میتوانستند از آن دفاع کنند، ترک میکردند؟
پاسخ در جغرافیای جنگ نهفته بود.
سپاه خشایارشا در خشکی برتری بسیار زیادی داشت و دفاع از خود شهر آتن نمیتوانست جلوی ارتش عظیم هخامنشی را برای مدت طولانی بگیرد.
اما دریا داستان متفاوتی داشت.
کشتیهای یونانی میتوانستند در آبراههای باریک مانور کنند و از برتری عددی ناوگان هخامنشی بکاهند.
تمیستوکلس بهخوبی میدانست که اگر ناوگان هخامنشی نابود یا شدیداً تضعیف شود، نگهداری سپاه عظیم خشایارشا در یونان بسیار دشوارتر خواهد شد.
بنابراین آتن بهنوعی قربانی شد تا امکان ادامه جنگ باقی بماند.
سالامیس؛ نبردی که سرنوشت لشکرکشی را تغییر داد

پس از سقوط آتن، ناوگان یونانی در نزدیکی جزیره سالامیس متمرکز شد.
سالامیس درست در مقابل ساحل آتیکا قرار داشت.
این موقعیت اهمیت فوقالعادهای داشت.
ناوگان هخامنشی از نظر تعداد و منابع، نیروی بسیار بزرگی بود؛ اما تنگه سالامیس باریک بود.
اگر کشتیهای زیادی همزمان وارد آبراه میشدند، امکان مانور آنها محدود میشد.
این همان چیزی بود که تمیستوکلس میخواست.
او تلاش کرد نبرد را در جایی به خشایارشا تحمیل کند که برتری عددی ناوگان هخامنشی به اندازه دریاهای باز مؤثر نباشد.
نقشه تمیستوکلس
بر اساس روایت هرودوت، تمیستوکلس حتی از یک نقشه فریب استفاده کرد.
او پیامی به خشایارشا رساند که یونانیان قصد دارند سالامیس را ترک کنند.
اگر این روایت درست باشد، هدف آن تحریک فرماندهی هخامنشی برای ورود سریع به تنگه بود.
منابع دیگر و نمایشنامه «ایرانیان» اثر آیسخولوس نیز به این ماجرا اشاره دارند؛ بنابراین داستان فریب تمیستوکلس اگرچه در جزئیات قابل بحث است، از همان دوران باستان بخشی از روایت سالامیس بوده است.
نبرد سالامیس؛ ۴۸۰ پیش از میلاد
سرانجام ناوگان هخامنشی وارد آبراه سالامیس شد.
درگیری آغاز شد.
در آبهای محدود و شلوغ سالامیس، کشتیهای بزرگ ناوگان هخامنشی نمیتوانستند از تمام ظرفیت عددی خود استفاده کنند.
کشتیهای یونانی، بهویژه سهپاروزنهها، در این محیط توانستند آرایش مناسبتری ایجاد کنند.
نبرد به یک شکست سنگین برای ناوگان هخامنشی تبدیل شد.
خشایارشا که از ساحل نظارهگر نبرد بود، شاهد نابودی یا آسیب دیدن بخش مهمی از نیروی دریایی خود شد.
تاریخ رایج نبرد سالامیس ۲۹ سپتامبر ۴۸۰ پیش از میلاد است، هرچند در بازسازی تقویم باستانی اختلافهایی وجود دارد.
سالامیس پایان کار نبود
گاهی روایتهای سادهشده چنین نشان میدهند که پس از شکست سالامیس، خشایارشا بلافاصله تمام سپاه خود را از یونان خارج کرد و جنگ تمام شد.
اما واقعیت پیچیدهتر بود.
خشایارشا هنوز بخش بزرگی از ارتش زمینی خود را در اختیار داشت.
او تصمیم گرفت با بخشی از نیروها به آسیا بازگردد و مردونیوس را با نیروهای قابل توجهی در یونان باقی بگذارد تا عملیات ادامه پیدا کند.
یکی از دلایل مهم این تصمیم، آسیب شدید ناوگان و دشوار شدن تأمین آذوقه ارتش عظیم از راه دریا بود.
پس از سالامیس، ادامه حضور یک ارتش عظیم در جنوب یونان بسیار دشوارتر شده بود.
عقبنشینی خشایارشا
خشایارشا از مسیر شمالی به سوی هلسپونت بازگشت.
پلهایی که برای عبور ارتش ساخته شده بودند، همچنان اهمیت حیاتی داشتند.
در روایت هرودوت، پس از سالامیس حتی این نگرانی مطرح شد که یونانیان ممکن است پلهای هلسپونت را نابود کنند و راه بازگشت ارتش شاه را ببندند.
در نهایت، خشایارشا از اروپا خارج شد و به قلمرو آسیایی شاهنشاهی بازگشت.
اما مردونیوس باقی ماند تا عملیات را ادامه دهد.
آتن دوباره به دست ایرانیان افتاد

داستان آتن هنوز تمام نشده بود.
در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، مردونیوس بار دیگر به سمت آتن حرکت کرد.
او وارد شهری شد که باز هم تا حد زیادی خالی بود.
مردونیوس تلاش کرد آتنیها را به پذیرش شرایطی برای پایان دادن به جنگ وادار کند، اما آتن تسلیم نشد.
در نتیجه، آتن بار دیگر هدف نیروهای هخامنشی قرار گرفت و بخشهایی از شهر ویران شد.
این موضوع نشان میدهد که حتی پس از سالامیس، کنترل آتن هنوز یکی از اهداف مهم طرف ایرانی بود.
پلاته؛ پایان لشکرکشی بزرگ
در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، ارتش یونانی به فرماندهی پاوسانیاس در برابر نیروهای مردونیوس قرار گرفت.
این بار نبرد در خشکی و در منطقه پلاته در بئوسی رخ داد.
نیروهای متحد یونانی توانستند ارتش هخامنشی را شکست دهند و مردونیوس نیز در جریان نبرد کشته شد.
نبرد پلاته عملاً پایان لشکرکشی بزرگ خشایارشا به یونان بود.
همان سال، درگیری دریایی دیگری نیز در میکاله در آسیای صغیر رخ داد و نیروهای یونانی به پیروزی رسیدند.
به این ترتیب، مجموعه عملیات نظامی سالهای ۴۸۰ و ۴۷۹ پیش از میلاد که با عبور عظیم خشایارشا از هلسپونت آغاز شده بود، با شکست نیروهای هخامنشی در پلاته و میکاله به پایان رسید.
آیا ایران در جنگ با یونان شکست خورد؟

پاسخ به این پرسش نیازمند دقت است.
اگر منظور از «جنگ» لشکرکشی خشایارشا برای فتح سرزمین اصلی یونان باشد، بله؛ این لشکرکشی در نهایت به هدف خود نرسید.
اما این موضوع به معنای فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی یا پایان قدرت ایران نبود.
شاهنشاهی هخامنشی همچنان یکی از بزرگترین قدرتهای جهان باستان باقی ماند.
حتی پس از پایان لشکرکشی خشایارشا، هخامنشیان برای مدت طولانی در آسیای غربی، مصر، میانرودان، آسیای مرکزی و بخشهایی از جهان مدیترانه قدرت خود را حفظ کردند.
از سوی دیگر، یونانیان نیز بلافاصله به یک قدرت متحد تبدیل نشدند.
پس از جنگ، آتن به تدریج قدرت دریایی و سیاسی بیشتری به دست آورد و اتحادیه دلوس را تشکیل داد؛ اتحادیهای که بعدها خود به امپراتوری دریایی آتن تبدیل شد.
چرا سالامیس اهمیت داشت؟
اهمیت سالامیس فقط در تعداد کشتیهای نابودشده خلاصه نمیشود.
این نبرد نشان داد که یک نیروی دریایی کوچکتر، اگر بتواند دشمن بزرگتر را وارد محیطی نامناسب کند، میتواند برتری عددی او را تا حد زیادی خنثی کند.
در سالامیس، جغرافیا به اندازه نیروی انسانی اهمیت داشت.
هخامنشیان یک شاهنشاهی عظیم را پشت سر خود داشتند؛ اما ناوگان آنها در آبراه باریک سالامیس نمیتوانست تمام ظرفیت خود را به کار گیرد.
در مقابل، یونانیان میدانستند که اگر نبرد را به چنین محیطی بکشانند، شانس بیشتری برای مقاومت خواهند داشت.
از همین رو، سالامیس یکی از مشهورترین نمونههای استفاده از جغرافیا، مانور دریایی و تاکتیک در تاریخ جنگهای باستان به شمار میآید.
نقش آتن در شکست لشکرکشی خشایارشا
نقش آتن در این جنگ بسیار مهم بود.
آتن در ماراتن نخستین لشکرکشی بزرگ هخامنشی به یونان را متوقف کرده بود.
ده سال بعد، آتنیها شهر خود را تخلیه کردند، اما نیروی دریایی خود را حفظ کردند.
همین ناوگان در سالامیس بخش مهمی از توان دریایی هخامنشیان را شکست داد.
به همین دلیل، منابع تاریخی و موزههای معتبر معمولاً نقش آتن را در هر دو نبرد ماراتن و سالامیس بسیار مهم میدانند.
سرنوشت آتن پس از جنگ
جالب اینجاست که آتن پس از این ویرانیها نهتنها از بین نرفت، بلکه در دهههای بعد وارد یکی از مهمترین دورههای تاریخ خود شد.
پس از پیروزیهای ۴۷۹ پیش از میلاد، آتن به یکی از مهمترین قدرتهای سیاسی، دریایی، اقتصادی و فرهنگی جهان یونانی تبدیل شد.
اتحادیه دلوس شکل گرفت و آتن به تدریج کنترل بیشتری بر اعضای آن پیدا کرد.
در دهههای بعد، شهر بازسازی شد و آکروپولیس بار دیگر به مرکز مهم سیاسی و مذهبی آتن تبدیل شد.
چند دهه بعد، در عصر پریکلس، پروژههای عظیم ساختمانی در آکروپولیس آغاز شد و بناهایی ساخته شدند که امروز از مشهورترین آثار معماری جهان باستان هستند.
بنابراین آتنی که خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد تصرف و ویران کرد، در نهایت دوباره ساخته شد و به یکی از مهمترین مراکز فرهنگی جهان مدیترانه تبدیل شد.
از ماراتن تا سالامیس؛ یک زنجیره تاریخی
اگر بخواهیم تمام این ماجرا را به صورت یک خط زمانی خلاصه کنیم، مسیر چنین است:
۴۹۹ پ.م.
شورش ایونیه و دخالت آتن در آن.۴۹۰ پ.م.
لشکرکشی داریوش بزرگ به یونان و نبرد ماراتن؛ شکست نیروهای هخامنشی.۴۸۶ پ.م.
مرگ داریوش بزرگ و به تخت نشستن خشایارشا.۴۸۰ پ.م.
آغاز لشکرکشی بزرگ خشایارشا به یونان.۴۸۰ پ.م.
عبور ارتش هخامنشی از هلسپونت.۴۸۰ پ.م.
نبرد ترموپیل و شکست نیروهای مدافع یونانی.۴۸۰ پ.م.
ورود نیروهای خشایارشا به آتیکا و تصرف آتن.۴۸۰ پ.م.
تخلیه آتن توسط ساکنان و تمرکز ناوگان یونانی در سالامیس.۴۸۰ پ.م.
نبرد سالامیس و شکست ناوگان هخامنشی.۴۸۰ پ.م.
عقبنشینی خشایارشا به سوی آسیا و باقی ماندن مردونیوس در یونان.۴۷۹ پ.م.
بازگشت نیروهای هخامنشی به آتن و تخریب دوباره بخشهایی از شهر.۴۷۹ پ.م.
نبرد پلاته و شکست ارتش مردونیوس.۴۷۹ پ.م.
نبرد میکاله و تضعیف بیشتر حضور هخامنشیان در اژه.
یک نکته مهم درباره روایتهای باستانی
بخش بزرگی از اطلاعاتی که امروز درباره جنگهای ایران و یونان میدانیم، از نویسندگان یونانی به دست آمده است؛ مهمترین آنها هرودوت است که اثرش یکی از منابع اصلی درباره لشکرکشی خشایارشا محسوب میشود.
اما باید توجه داشت که هرودوت از نگاه یک نویسنده یونانی به این رویدادها نگاه میکرد.
به همین دلیل، در روایت او داستانها، سخنرانیها، اعداد بزرگ، روایتهای شفاهی و گاهی عناصر افسانهای نیز در کنار گزارشهای تاریخی دیده میشود.
برای نمونه، تعداد دقیق نیروهای خشایارشا، تعداد کشتیهای ناوگان و برخی جزئیات مربوط به تصمیمات فرماندهان همچنان مورد بحث پژوهشگران است.
به همین دلیل، در بازسازی امروزی جنگ باید میان آنچه با شواهد مختلف تأیید میشود و جزئیاتی که صرفاً از روایت یک نویسنده باستانی آمدهاند، تفاوت گذاشت.
از داریوش تا خشایارشا؛ دو لشکرکشی، یک هدف

در نهایت، ماجرای ماراتن و سالامیس را میتوان دو مرحله از یک درگیری بزرگتر دانست.
داریوش بزرگ پس از شورش ایونیه و دخالت آتن، در سال ۴۹۰ پیش از میلاد به یونان لشکر کشید و در ماراتن شکست خورد.
او قصد داشت بار دیگر و با نیرویی بزرگتر بازگردد، اما مرگش اجازه نداد این نقشه عملی شود.
پسرش خشایارشا این برنامه را دنبال کرد.
او این بار با ارتشی عظیم از هلسپونت عبور کرد، از ترموپیل گذشت و آتن را به تصرف درآورد.
اما تخلیه آتن باعث شد نیروی انسانی شهر و مهمتر از همه ناوگان آن حفظ شود.
سپس در آبهای تنگ سالامیس، ناوگان هخامنشی با یکی از مهمترین شکستهای دریایی خود روبهرو شد.
خشایارشا به آسیا بازگشت، اما جنگ ادامه یافت و سرانجام در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، شکست نیروهای مردونیوس در پلاته پایان لشکرکشی بزرگ هخامنشیان به یونان را رقم زد.
با این حال، این شکست پایان شاهنشاهی هخامنشی نبود؛ ایران همچنان برای بیش از یک قرن یکی از بزرگترین قدرتهای جهان باقی ماند.
داستان ماراتن، ترموپیل، آتن و سالامیس در واقع داستان رویارویی دو جهان متفاوت است: شاهنشاهی عظیم هخامنشی در برابر مجموعهای از دولتشهرهای یونانی که با وجود اختلافات داخلی، در برابر یک تهدید مشترک در مقاطع حساس با یکدیگر همکاری کردند.
و در مرکز این داستان، آتنی قرار داشت که برای نجات خود شهرش را ترک کرد؛ شهری که مدتی بعد دوباره از خاکستر برخاست و به یکی از مهمترین مراکز سیاسی و فرهنگی جهان باستان تبدیل شد.
منابع:
#ترموپیل, #هلسپونت, #آتن, #سالامیسهرودوت، کتاب تاریخها — کتاب ششم
منبع اصلی برای لشکرکشی داریوش و نبرد ماراتن در ۴۹۰ پ.م.
متن انگلیسی کامل در پروژه Perseus دانشگاه تافتس: Herodotus – Book VI: Marathon
هرودوت، کتاب هفتم
برای آمادهسازی لشکرکشی خشایارشا، عبور از هلسپونت، حرکت ارتش و نبرد ترموپیل. Herodotus – Book VII: Xerxes' invasion
هرودوت، کتاب هشتم
مهمترین منبع برای فتح آتن، تخلیه شهر توسط آتنیها، نبرد سالامیس و عقبنشینی خشایارشا. Herodotus – Book VIII: Salamis and Athens
هرودوت، کتاب نهم
برای بازگشت مردونیوس به آتن، تخریب دوباره شهر و نبرد پلاته در ۴۷۹ پ.م. Herodotus – Book IX: Plataea
منابع دانشگاهی و موزهای
Metropolitan Museum of Art – The Achaemenid Persian Empire (550–330 B.C.)
