اردشیر یکم ساسانی، مشهور به اردشیر بابکان، بنیان‌گذار دودمان ساسانی و یکی از مهم‌ترین پادشاهان تاریخ ایران باستان بود. او در آغاز قرن سوم میلادی از دل خاندان محلی ساسان در پارس برخاست و در شرایطی که شاهنشاهی اشکانی با کشمکش‌های داخلی و قدرت گرفتن فرمانروایان محلی روبه‌رو بود، توانست قدرت خود را از پارس فراتر ببرد، آخرین شاهنشاه اشکانی را شکست دهد و نظام سیاسی تازه‌ای را پایه‌گذاری کند که بیش از چهار قرن، تا زمان فتح ایران به دست مسلمانان، ادامه یافت.
نام اردشیر در فارسی میانه به صورت ʾrthštr نوشته می‌شد و شکل کهن‌تر آن با نام «ارتخشیر» ارتباط دارد. عنوان مشهور او، «بابکان»، از نام پدرش پاپک یا بابک گرفته شده است.


مشخصات اردشیر بابکان


نام: اردشیر یکم
نام مشهور: اردشیر بابکان (پاپکان)
نام در فارسی میانه: Ardašīr Pābagān
دودمان: ساسانی
پدر: پاپک، بابک
پدربزرگ: ساسان
فرزند و جانشین: شاپور یکم
مرکز قدرت اولیه: استخر و پارس
پایتخت شاهنشاهی: تیسفون
عنوان: شاهنشاه ایران
دین: زرتشتی
آغاز قدرت‌گیری: اوایل قرن سوم میلادی
شکست اردوان پنجم: ۲۲۴ میلادی
تاج‌گذاری رسمی در تیسفون: حدود ۲۲۶ میلادی
مرگ: احتمالاً اوایل سال ۲۴۲ میلادی


درباره تاریخ دقیق تولد اردشیر اطلاعات قطعی در دست نیست و منابع درباره سال‌های نخست زندگی او نیز اختلاف دارند. حتی درباره تبار دقیق او نیز روایت‌های متفاوتی وجود دارد.


خاندان ساسان و خاستگاه اردشیر
برای شناخت اردشیر باید چند نسل به عقب برگردیم.
ساسانیان نام خود را از ساسان گرفتند. در گزارش طبری، ساسان مردی از خاندان بزرگان پارس و نگهبان آتشکده آناهیتا در استخر معرفی شده است. پاپک، پسر ساسان، بعدها قدرت خود را در پارس افزایش داد و فرزندانش، به‌ویژه شاپور و اردشیر، در گسترش قدرت خاندان نقش داشتند.
با این حال، درباره تبار اردشیر یک روایت واحد وجود ندارد.
در روایت طبری، اردشیر پسر پاپک و از نوادگان ساسان بود. در روایت دیگری که در کارنامه اردشیر بابکان و بعدها در شاهنامه بازتاب پیدا کرده، ساسان از نسل داریوش سوم هخامنشی معرفی می‌شود و اردشیر حاصل پیوند ساسان و دختر پاپک دانسته می‌شود. پژوهشگران درباره این روایت هخامنشی اختلاف نظر دارند و آن را نمی‌توان بدون قید و شرط یک شجره تاریخی قطعی دانست.
بنابراین آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت این است که اردشیر از خاندان قدرتمندی در پارس برخاست که هم پایگاه سیاسی و هم ارتباطی مهم با سنت‌های دینی ایران داشت.


اوضاع ایران در زمان جوانی اردشیر
در آغاز قرن سوم میلادی، ایران تحت فرمان شاهنشاهی اشکانی بود.
اشکانیان حدود چهار قرن بر بخش بزرگی از ایران فرمانروایی کرده بودند، اما ساختار سیاسی آنان تا حد زیادی به قدرت خاندان‌های بزرگ و فرمانروایان محلی وابسته بود. در اواخر دوره اشکانی، رقابت میان مدعیان سلطنت، قدرت خاندان‌های محلی و درگیری با روم، حکومت مرکزی را تضعیف کرده بود.
در همین دوران، در غرب ایران نیز جنگ‌های متعددی میان ایران و روم رخ داده بود. این وضعیت به فرمانروایان محلی فرصت بیشتری برای افزایش قدرت می‌داد. خاندان پاپک در پارس نیز از همین فضای سیاسی استفاده کرد.


آغاز قدرت‌گیری اردشیر
بر اساس گزارش‌های موجود، پاپک در پارس قدرت گرفت و پسرش شاپور نیز برای مدتی فرمانروای استخر بود.
اردشیر ابتدا فرمانروای دارابگرد بود. طبق روایت طبری، او پس از مرگ فرمانده دارابگرد قدرت را در دست گرفت و به تدریج نفوذ خود را گسترش داد. در نهایت پاپک علیه فرمانروای محلی استخر، گوچهر، شورید و او را کنار زد.
پس از مرگ پاپک، شاپور به قدرت رسید، اما خیلی زود کشته شد و اردشیر جانشین او شد. از این مرحله، حرکت اردشیر برای ایجاد یک قدرت مستقل در پارس سرعت گرفت.
اردشیر در فاصله‌ای کوتاه توانست بخش بزرگی از پارس را تحت فرمان خود قرار دهد و سپس به سرزمین‌های اطراف گسترش پیدا کند.
تا سال ۲۲۴ میلادی، قدرت اردشیر از پارس فراتر رفته و به مناطقی مانند خوزستان و کرمان رسیده بود و بسیاری از فرمانروایان محلی و دست‌نشاندگان اشکانی مجبور به پذیرش فرمان او شده بودند.


رویارویی با اردوان پنجم
بزرگ‌ترین مانع اردشیر برای رسیدن به سلطنت سراسر ایران، اردوان پنجم، آخرین شاهنشاه بزرگ اشکانی، بود.
اردشیر دیگر تنها یک فرمانروای محلی نبود. او ادعای فرمانروایی بر سراسر ایران را مطرح کرده بود و برای تحقق این هدف باید با قدرت مرکزی اشکانی روبه‌رو می‌شد.
در منابع متأخر، مکاتباتی میان اردشیر و اردوان گزارش شده است. با این حال، پژوهشگران احتمال می‌دهند بخشی از این مکاتبات شکل ادبی و تاریخی پیدا کرده باشد و نباید تمام جزئیات آن را گزارش مستقیم و قطعی از رویدادهای آن زمان دانست.
سرانجام دو طرف در دشت هرمزدگان در ماد با یکدیگر روبه‌رو شدند.


نبرد هرمزدگان، پایان شاهنشاهی اشکانی
نبرد تعیین‌کننده در ۲۸ آوریل ۲۲۴ میلادی رخ داد.
اردشیر در این نبرد نیروهای اردوان را شکست داد و اردوان پنجم کشته شد. این رویداد نقطه عطف تاریخ ایران بود و عملاً حکومت اشکانی را پایان داد.
اردشیر پس از پیروزی، عنوان شاهنشاه را به کار برد.
نقش‌برجسته‌ای در نزدیکی فیروزآباد نیز به این پیروزی مربوط دانسته می‌شود و صحنه نبرد اردشیر با اردوان را به تصویر می‌کشد. این اثر یکی از مهم‌ترین اسناد تصویری مربوط به آغاز حکومت ساسانی است.
از اینجا بود که خاندان ساسان از یک خاندان محلی در پارس به خاندان سلطنتی یک شاهنشاهی بزرگ تبدیل شد.


آغاز شاهنشاهی ساسانی
تاریخ آغاز رسمی حکومت ساسانی در منابع مختلف با اندکی تفاوت بیان شده است.
پیروزی هرمزدگان در ۲۲۴ میلادی نقطه اصلی سقوط اشکانیان بود و اردشیر از همان دوره عنوان شاهنشاه را به کار برد. منابع دیگر از تاج‌گذاری رسمی او در تیسفون در سال ۲۲۶ میلادی سخن می‌گویند. بنابراین در نوشته‌های تاریخی معمولاً ۲۲۴ میلادی به عنوان سال برآمدن ساسانیان و ۲۲۶ میلادی به عنوان تاریخ تاج‌گذاری رسمی اردشیر در تیسفون دیده می‌شود.
شاهنشاهی تازه تأسیس‌شده تنها یک تغییر سلسله نبود. اردشیر تلاش کرد ساختار سیاسی ایران را از نو سازمان دهد و قدرت شاهنشاه را نسبت به فرمانروایان محلی افزایش دهد.


هدف اردشیر چه بود؟
اردشیر به دنبال ایجاد یک حکومت مرکزی قدرتمندتر بود.
در دوره اشکانی، خاندان‌های بزرگ قدرت زیادی داشتند و برخی مناطق عملاً خودمختاری گسترده‌ای داشتند. اردشیر تلاش کرد بسیاری از پادشاهی‌های کوچک را از میان ببرد یا به حکومت مرکزی وابسته کند.
البته این تمرکزگرایی در زمان خود اردشیر هنوز کامل نشده بود. حتی در دوره او برخی مناطق تحت حکومت شاهان محلی یا خاندان‌های بزرگ باقی ماندند و ساختار سیاسی ساسانی هنوز شباهت‌هایی به نظام اشکانی داشت.
با این حال، مسیر تحول حکومت مشخص بود:
قدرت بیشتر شاهنشاه، کاهش استقلال فرمانروایان محلی، سازمان‌دهی دوباره ارتش و دیوان، و ایجاد یک حکومت مرکزی منسجم‌تر.
این روند در دوره جانشینان اردشیر ادامه پیدا کرد.


لشکرکشی‌های اردشیر
اردشیر پس از شکست اردوان، کار خود را متوقف نکرد.
او در سال‌های بعد به تثبیت حکومت جدید پرداخت و بخش‌هایی از قلمرو سابق اشکانی را زیر فرمان خود آورد.
در غرب، هاترا یکی از مهم‌ترین مراکز مقاومت بود. اردشیر حدود سال‌های ۲۲۶ تا ۲۲۷ میلادی تلاش کرد هاترا را تصرف کند، اما موفق نشد. همچنین درگیری با فرمانروایان ارمنی وابسته به شاخه‌ای از خاندان اشکانی نیز ادامه پیدا کرد.
در شرق نیز نفوذ اردشیر گسترش یافت و شماری از فرمانروایان محلی و خاندان‌های بزرگ تابع او شدند. منابع از گسترش نفوذ ساسانیان تا مناطقی مانند مرو و سرزمین‌های شرقی و نیز پرداخت خراج یا پذیرش فرمان اردشیر توسط برخی حکومت‌های شرقی سخن می‌گویند، هرچند میزان دقیق کنترل مستقیم اردشیر بر این مناطق مشخص نیست.
در جنوب نیز نفوذ ساسانیان به سواحل عربی خلیج فارس گسترش یافت و بحرین در منابع مربوط به این دوره در ارتباط با فتوحات اردشیر ذکر شده است.


جنگ اردشیر با روم
یکی از مهم‌ترین جنبه‌های سلطنت اردشیر، آغاز مرحله جدیدی از رقابت ایران و روم بود.
ساسانیان از همان ابتدا قدرتی بودند که قصد داشتند در برابر روم از جایگاه یک شاهنشاهی بزرگ و هم‌تراز ظاهر شوند.
در حدود سال ۲۳۰ میلادی، نیروهای اردشیر وارد بخش‌هایی از بین‌النهرین تحت کنترل روم شدند و نصیبین را محاصره کردند، اما نتوانستند آن را تصرف کنند. نیروهای ایرانی همچنین به مناطق سوریه و کاپادوکیه یورش بردند.
امپراتور روم، اسکندر سوروس، در واکنش به این حملات ارتش بزرگی فراهم کرد و به سمت شرق حرکت کرد.
جنگی میان دو قدرت شکل گرفت که چند سال ادامه داشت.
گزارش‌های رومی درباره نتیجه جنگ با یکدیگر کاملاً هماهنگ نیستند. برخی منابع رومی پیروزی بزرگی برای اسکندر سوروس ترسیم کرده‌اند و حتی از برگزاری مراسم پیروزی در روم خبر می‌دهند، در حالی که گزارش هرودین از خسارات و عقب‌نشینی‌های روم نیز سخن می‌گوید. از سوی دیگر، ایران نیز متحمل تلفات سنگینی شد. پژوهش‌های جدیدتر این جنگ را بیشتر یک رویارویی فرسایشی می‌دانند که بدون تغییر اساسی در مرزها پایان یافت.
بنابراین بهتر است درباره این جنگ نگوییم که اردشیر «روم را شکست داد» یا برعکس، «روم ایران را شکست داد». شواهد موجود چنین نتیجه ساده‌ای را تأیید نمی‌کنند.


بازگشت اردشیر به جنگ در غرب
پس از کشته شدن اسکندر سوروس در سال ۲۳۵ میلادی و آشفتگی‌های سیاسی در امپراتوری روم، شرایط دوباره تغییر کرد.
اردشیر حملات خود را از سر گرفت.
در حدود سال‌های ۲۳۷ تا ۲۳۸ میلادی، نیروهای ساسانی توانستند حرّان و نصیبین را تصرف کنند. در سال ۲۳۹ نیز حمله‌ای به دورا اوروپوس انجام شد.
مهم‌ترین هدف در این مرحله، هاترا بود.
هاترا برای مدت طولانی در برابر ساسانیان مقاومت کرد، اما سرانجام در فاصله تقریبی آوریل تا سپتامبر ۲۴۰ میلادی سقوط کرد. این پیروزی برای ساسانیان اهمیت استراتژیک داشت، زیرا هاترا موقعیتی مناسب برای عملیات علیه بین‌النهرین روم داشت.
این مرحله از حکومت اردشیر احتمالاً آخرین دوره بزرگ فعالیت نظامی او بود.


شاپور، پسر و جانشین اردشیر
اردشیر در سال‌های پایانی حکومت خود، شاپور را وارد ساختار سلطنت کرد.
شواهد موجود نشان می‌دهد که شاپور احتمالاً در ۱۲ آوریل ۲۴۰ میلادی به عنوان شریک سلطنت تاج‌گذاری کرد. سکه‌هایی نیز وجود دارند که اردشیر و شاپور را در کنار یکدیگر نشان می‌دهند. این مسئله نشان می‌دهد که انتقال قدرت از اردشیر به شاپور احتمالاً از پیش برنامه‌ریزی شده بود.
این اقدام اهمیت زیادی داشت. ساسانیان هنوز حکومت تازه‌ای بودند و انتقال آرام قدرت می‌توانست از جنگ داخلی میان مدعیان جلوگیری کند.
شاپور بعدها یکی از بزرگ‌ترین شاهنشاهان ساسانی شد و فتوحات پدرش را ادامه داد.


اصلاحات و سازمان حکومت
اردشیر تنها یک فرمانده نظامی نبود. او تلاش کرد ساختار حکومتی جدیدی ایجاد کند.
در دوره او، حکومت مرکزی قدرت بیشتری پیدا کرد و تعداد پادشاهی‌های محلی کاهش یافت.
در دربار اردشیر مقام‌های مختلفی وجود داشتند، از جمله فرمانده ارتش، مسئول دیوان و دبیرخانه، مقامات اداری و مقامات دینی. کتیبه شاپور یکم در کعبه زرتشت نیز اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار دربار و مقام‌های آن دوره ارائه می‌کند.
با این حال، نباید اصلاحات اردشیر را با نظام اداری کاملاً متمرکز ساسانی در دوره‌های بعد یکی دانست. بسیاری از ساختارهای قدیمی اشکانی همچنان وجود داشتند و خاندان‌های بزرگ هنوز قدرت قابل توجهی داشتند. تمرکز قدرت فرآیندی بود که در دوره‌های بعد تکمیل‌تر شد.


شهرسازی اردشیر
اردشیر به ساخت و توسعه شهرها نیز توجه داشت.
منابع تاریخی چندین شهر را به او نسبت داده‌اند، از جمله:

  • اردشیرخوره، همان گور و فیروزآباد امروزی
  • رام‌اردشیر
  • ریواردشیر
  • هرمزداردشیر در خوزستان
  • وه‌اردشیر در نزدیکی تیسفون
  • استرآباد اردشیر
  • شهرهایی با نام اردشیر در نواحی خلیج فارس و میان‌رودان

در برخی موارد، نسبت دادن تمام این شهرها به شخص اردشیر قطعی نیست و احتمال دارد تعدادی از آنها در دوره‌های بعد توسط شاهان دیگری ساخته یا به نام اردشیر نام‌گذاری شده باشند.
فیروزآباد، به‌ویژه، یکی از مهم‌ترین یادگارهای معماری آغاز دوره ساسانی است.


اردشیر و دین زرتشتی
دین در حکومت اردشیر جایگاه بسیار مهمی داشت.
اردشیر خود را مزداپرست معرفی می‌کرد و در کتیبه‌ها و سکه‌هایش ارتباط حکومت ساسانی با آیین زرتشتی را آشکار می‌ساخت.
در پشت بسیاری از سکه‌های اردشیر، تصویر آتشدان دیده می‌شود و برخی از آنها عبارت‌هایی دارند که او را «مزداپرست» و «شاهنشاه ایران» معرفی می‌کنند.
اردشیر همچنین به آتشکده‌ها توجه داشت و در دوره او احتمالاً نخستین گام‌ها برای سازمان‌دهی منسجم‌تر نهاد دینی زرتشتی در کنار حکومت برداشته شد.
البته نباید شکل کامل سازمان روحانیت زرتشتی در دوره‌های بعد را مستقیماً به زمان اردشیر نسبت داد. بسیاری از نهادهای دینی و اداری در طول چند نسل تکامل پیدا کردند.


رابطه دین و شاهنشاهی
یکی از مشهورترین اندیشه‌هایی که در سنت تاریخی به اردشیر نسبت داده شده، پیوند میان دین و پادشاهی است.
در روایتی که مسعودی نقل کرده، اردشیر دین و پادشاهی را مانند دو برادر معرفی می‌کند که هر یک به دیگری نیاز دارد.
این سخن در سنت ساسانی اهمیت زیادی پیدا کرد، زیرا یکی از پایه‌های ایدئولوژی سیاسی ساسانیان این بود که شاهنشاهی و دین زرتشتی یکدیگر را پشتیبانی کنند.
در عین حال، سیاست اردشیر نسبت به همه ادیان یکسان نبود. منابع ایرانیکا گزارش می‌کنند که در زمان او جوامع یهودی با محدودیت بیشتری نسبت به دوره اشکانی روبه‌رو شدند، در حالی که جوامع مسیحی سریانی در مجموع شرایط ملایم‌تری داشتند و شمارشان در سده سوم افزایش یافت.


تلاش برای احیای میراث ایران باستان
یکی از ویژگی‌های مهم حکومت اردشیر، استفاده گسترده از میراث شاهنشاهی ایران پیش از اشکانیان بود.
ساسانیان خود را تنها جانشین اشکانیان نمی‌دانستند. آنان تلاش کردند خود را ادامه‌دهنده سنت شاهنشاهی کهن ایران معرفی کنند.
اردشیر در نقش رستم، یکی از مهم‌ترین مکان‌های یادمانی هخامنشیان، نقش‌برجسته و کتیبه ایجاد کرد. انتخاب چنین مکان‌هایی تصادفی نبود و نشان می‌دهد که ساسانیان می‌خواستند خود را با گذشته شاهنشاهی ایران پیوند دهند.
در کتیبه نقش رستم، اردشیر خود را:


«مزداپرست، اردشیر، شاهنشاه ایران، که نژادش از ایزدان است»


معرفی می‌کند. ترجمه دقیق اصطلاحات کتیبه می‌تواند در ترجمه‌های مختلف کمی متفاوت باشد، اما مفهوم کلی همین است.


نقش‌برجسته‌های اردشیر
اردشیر یکی از مهم‌ترین شاهان ایران از نظر آثار سنگ‌نگاره‌ای نیز محسوب می‌شود.
از مهم‌ترین نقش‌برجسته‌های مربوط به او می‌توان به آثار:


فیروزآباد، نقش‌رجب و نقش‌رستم

نقش رجب


اشاره کرد.
در این آثار، مفهوم فرّه یا خوره شاهی و مشروعیت الهی پادشاهی اردشیر به تصویر کشیده شده است. در نقش‌برجسته‌های تاج‌گذاری، اردشیر در حال دریافت نماد پادشاهی از اهورامزدا یا اورمزد نشان داده می‌شود.
این تصاویر بخشی از ایدئولوژی سلطنت ساسانی را تشکیل می‌دادند و نشان می‌دادند که پادشاهی اردشیر صرفاً نتیجه قدرت نظامی نیست، بلکه از دیدگاه رسمی حکومت دارای مشروعیت دینی نیز هست.


سکه‌های اردشیر بابکان


سکه‌های اردشیر از منابع تاریخی مهم برای شناخت نخستین سال‌های حکومت ساسانی هستند.
در نخستین سکه‌ها، چهره اردشیر و پدرش پاپک دیده می‌شود. در گونه‌های بعدی، تصویر اردشیر در یک طرف و آتشدان مقدس در طرف دیگر قرار دارد.
یکی از نوشته‌های مشهور روی سکه‌های او چنین مفهومی دارد:


«مزداپرست، خداوند اردشیر، شاهنشاه ایران، که نژادش از ایزدان است.»


موزه بریتانیا نیز نمونه‌هایی از درهم‌های نقره‌ای اردشیر را ثبت کرده که در یک طرف چهره شاه و در طرف دیگر آتشدان نشان داده می‌شود.
سکه‌ها علاوه بر ارزش اقتصادی، وسیله‌ای برای نمایش مشروعیت و ایدئولوژی حکومت بودند.


اردشیر و میراث هخامنشی
یکی از جنبه‌های جذاب شخصیت اردشیر، ارتباطی است که حکومت او با هخامنشیان برقرار کرد.
ساسانیان در آثار و ادبیات خود تلاش کردند گذشته ایران را به سلطنت جدید پیوند دهند. اما میزان آگاهی واقعی آنان از تاریخ هخامنشیان همچنان محل بحث است.
در منابع مربوط به اردشیر، ادعاهایی درباره انتقام از میراث داریوش و بازپس‌گیری سرزمین‌های غربی که زمانی تحت فرمان هخامنشیان بودند دیده می‌شود. مورخان رومی نیز گزارش‌هایی درباره ادعای ساسانیان نسبت به سرزمین‌های پیشین هخامنشی آورده‌اند.
بنابراین می‌توان گفت میراث هخامنشی در ایدئولوژی ساسانی اهمیت داشت، اما نباید همه جزئیات روایت‌های بعدی درباره تبار هخامنشی اردشیر را به عنوان واقعیت تاریخی قطعی پذیرفت.


اردشیر در شاهنامه و کارنامه اردشیر بابکان


تصویری که از اردشیر در ادبیات فارسی باقی مانده، تنها به گزارش‌های تاریخی محدود نیست.
کتاب کارنامه اردشیر بابکان یکی از مهم‌ترین متون فارسی میانه درباره زندگی اوست.
این اثر داستان زندگی اردشیر را با عناصر حماسی و دینی درهم می‌آمیزد. در آن، اردشیر شخصیتی است که از کودکی برای پادشاهی شایسته معرفی می‌شود و سرانجام در برابر اردوان قرار می‌گیرد.
بخش‌هایی از این روایت بعدها وارد سنت ادبی فارسی شد و در شاهنامه فردوسی نیز بازتاب پیدا کرد.
اما کارنامه اردشیر بابکان یک زندگی‌نامه مدرن تاریخی نیست. بسیاری از عناصر آن رنگ حماسی و اسطوره‌ای دارند و برای بازسازی دقیق رویدادهای تاریخی باید آنها را در کنار کتیبه‌ها، سکه‌ها و گزارش‌های یونانی، رومی و ایرانی بررسی کرد.


شخصیت اردشیر در منابع تاریخی
تصویر اردشیر در منابع مختلف یکسان نیست.
منابع ایرانی و اسلامی که قرن‌ها بعد نوشته شده‌اند، اغلب او را فرمانروایی نیرومند، بنیان‌گذار سلسله‌ای بزرگ و سازمان‌دهنده حکومت ایران معرفی می‌کنند.
در منابع رومی، تمرکز بیشتر روی جنگ‌های او با روم است.
کتیبه‌ها و سکه‌های خود اردشیر نیز تصویر دیگری ارائه می‌دهند: شاهی که خود را شاهنشاه ایران، مزداپرست و برخوردار از مشروعیت الهی معرفی می‌کند.
ترکیب این منابع به ما اجازه می‌دهد تصویری دقیق‌تر از اردشیر به دست آوریم، هرچند درباره بعضی جزئیات همچنان اختلاف نظر وجود دارد.


سال‌های پایانی زندگی اردشیر
پس از سقوط هاترا در حدود سال ۲۴۰ میلادی، اردشیر وارد آخرین مرحله حکومت خود شد.
در همین دوره، شاپور یکم عملاً وارد سلطنت شد و به عنوان شریک پدرش شناخته شد.
شواهد موجود نشان می‌دهد که شاپور احتمالاً از ۱۲ آوریل ۲۴۰ میلادی شریک سلطنت اردشیر بوده است. این مسئله نشان می‌دهد اردشیر در سال‌های پایانی زندگی خود به انتقال قدرت به پسرش توجه داشته است.
اردشیر احتمالاً تا اوایل سال ۲۴۲ میلادی زنده بود. تاریخ دقیق مرگ او در منابع قدیمی به‌طور قطعی ثبت نشده و پژوهشگران بر اساس شواهد موجود معمولاً مرگ او را در اوایل سال ۲۴۲ میلادی، احتمالاً فوریه قرار می‌دهند.


مرگ اردشیر بابکان
اردشیر پس از حدود دو دهه حکومت، درگذشت و شاپور یکم جانشین او شد.
علت دقیق مرگ اردشیر مشخص نیست و منابع معتبر موجود دلیل قطعی برای مرگ او ارائه نمی‌کنند.
آنچه روشن است این است که او پیش از مرگ، انتقال قدرت را به شاپور آماده کرده بود و پس از مرگش، حکومت ساسانی بدون یک بحران جانشینی بزرگ وارد مرحله بعدی شد.
شاپور بعدها راه پدر را ادامه داد و شاهنشاهی ساسانی را به یکی از قدرت‌های اصلی جهان باستان تبدیل کرد.


میراث اردشیر بابکان
اهمیت اردشیر فقط در این نیست که یک شاه را شکست داد و سلسله‌ای تازه تأسیس کرد.
او در حقیقت پایه‌های سیاسی شاهنشاهی ساسانی را گذاشت.
شاهنشاهی‌ای که او ایجاد کرد، بعدها تحت فرمان شاپور یکم، بهرام‌ها، نرسی، شاپور دوم، قباد، خسرو انوشیروان، خسرو پرویز و دیگر شاهان ساسانی گسترش و تحول پیدا کرد.
ساسانیان از ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران و بخش بزرگی از آسیای غربی حکومت کردند و در تمام این مدت، رقیب اصلی امپراتوری روم و سپس روم شرقی، یعنی بیزانس، بودند.
بسیاری از ساختارهایی که بعدها به عنوان ویژگی‌های حکومت ساسانی شناخته شدند، ریشه در همین دوره نخست دارند:

  • قدرت مرکزی شاهنشاه
  • پیوند نزدیک سلطنت و دین زرتشتی
  • تقویت دستگاه دیوانی
  • سازمان‌دهی دوباره نیروهای نظامی
  • کاهش تدریجی استقلال برخی خاندان‌های محلی
  • استفاده گسترده از عنوان «شاهنشاه ایران»
  • احیای آگاهانه سنت‌های شاهنشاهی ایران
  • ساخت و توسعه شهرهای سلطنتی
  • استفاده از سکه، کتیبه و نقش‌برجسته برای نمایش مشروعیت سلطنت

البته بسیاری از این ساختارها در زمان جانشینان اردشیر تکامل یافتند و نباید همه آنها را به شخص او نسبت داد.

چرا اردشیر بابکان مهم است؟

اردشیر در نقطه‌ای حساس از تاریخ ایران ظهور کرد.

شاهنشاهی اشکانی پس از چند قرن حکومت دچار مشکلات داخلی شده بود. اردشیر از دل یکی از خاندان‌های قدرتمند پارس برخاست، ابتدا قدرت خود را در جنوب ایران تثبیت کرد، سپس به مقابله با حکومت مرکزی اشکانی رفت و در نهایت در هرمزدگان اردوان پنجم را شکست داد.

اما اهمیت تاریخی او در مرحله بعدی آشکارتر شد.

او فقط یک حکومت محلی را توسعه نداد. یک دودمان شاهنشاهی جدید ایجاد کرد که بیش از چهار قرن دوام آورد.

ساسانیان بعدها در برابر روم و بیزانس جنگیدند، در سیاست و فرهنگ خاورمیانه اثر گذاشتند و میراث سیاسی، دینی، هنری و اداری آنان حتی پس از سقوط شاهنشاهی نیز در ایران و سرزمین‌های پیرامون آن ادامه یافت.

از این منظر، اردشیر بابکان را می‌توان نقطه آغاز یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ ایران باستان دانست.

جمع‌بندی
اردشیر بابکان بنیان‌گذار شاهنشاهی ساسانی بود. او از پارس برخاست، قدرت خاندان خود را در جنوب ایران تثبیت کرد و سپس با شکست اردوان پنجم در نبرد هرمزدگان در سال ۲۲۴ میلادی، به سلطنت چندصدساله اشکانیان پایان داد.
او در ادامه، حکومت تازه‌ای ایجاد کرد که بر قدرت بیشتر شاهنشاه، تمرکز سیاسی، ارتش نیرومند و پیوند نزدیک‌تر میان سلطنت و آیین زرتشتی استوار بود. اردشیر همچنین تلاش کرد خود را وارث سنت شاهنشاهی ایران معرفی کند و از نمادها و مکان‌های مرتبط با گذشته ایران، از جمله نقش‌رستم، برای تثبیت این هویت استفاده کرد.
در دوران حکومت او، ساسانیان با روم وارد یک رویارویی بزرگ شدند و در شرق و غرب قلمرو خود را گسترش دادند. در سال‌های پایانی، شاپور یکم به عنوان شریک سلطنت وارد صحنه شد و پس از مرگ اردشیر، حکومت را به دست گرفت.
اردشیر در اوایل سال ۲۴۲ میلادی درگذشت، اما حکومتی که ایجاد کرده بود باقی ماند. شاهنشاهی ساسانی برای بیش از چهار قرن یکی از دو قدرت بزرگ جهان باستان بود و نام اردشیر بابکان به عنوان بنیان‌گذار آن در تاریخ ایران باقی ماند.


منابع:


Encyclopaedia Iranica، مدخل Ardašīr I, History، نوشته Josef Wiesehöfer.
Encyclopaedia Iranica، مدخل Sasanian Dynasty، نوشته Alireza Shapur Shahbazi.
Encyclopaedia Iranica، مدخل Kār-Nāmag ī Ardašīr ī Pābagān.
British Museum، نمونه‌های سکه‌های اردشیر یکم و شواهد سکه‌شناختی دوره او.
Encyclopaedia Iranica، مدخل Zoroastrianism, Historical Review، درباره سیاست دینی آغاز دوره ساسانی.

#نبرد حران, #نصیبین, #هاترا, #هرمزدگان