تخت جمشید، میراثی که نه‌تنها نماد اقتدار هخامنشیان است، بلکه یادگاری از دوران طلایی معماری ایرانی به شمار می‌رود. این مجموعه باشکوه در سال ۱۹۷۹ به‌عنوان یکی از نخستین آثار ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد و هنوز، پس از ۲۵۰۰ سال، جلوه‌ای از نبوغ، هنر و سیاست است.

ساخت این مجموعه در روزگار داریوش یکم آغاز شد و در دوره فرمانروایان پس از او، از جمله خشایارشا و اردشیر یکم، ادامه یافت. کاخ‌ها، تالارها، ستون‌های عظیم و نقش‌برجسته‌های پارسه تصویری کم‌نظیر از هنر، معماری و فرهنگ امپراتوری هخامنشی را به نمایش می‌گذارند.

نقش‌برجسته‌های تخت جمشید، نمایندگانی از سرزمین‌های گوناگون را نشان می‌دهند که با پوشش‌ها و هدایا و ویژگی‌های فرهنگی خود در مراسم دربار هخامنشی حضور یافته‌اند.

امروز، بقایای تخت جمشید در نزدیکی مرودشت در استان فارس، همچنان یکی از مهم‌ترین نمادهای تاریخ و میراث فرهنگی ایران به شمار می‌رود.

📍مکان: ۱۱ کیلومتری شمال شرقی شهر مرودشت استان فارس و ۷۰ کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد

🏺 دوره: هخامنشی

👑 آغاز ساخت: دوره داریوش یکم

📜 نام باستانی: پارسه

🗺️نقشه تخت جمشید:

📎 پیوند

برای مطالعهٔ جامع دربارهٔ سلسلهٔ هخامنشی، شاهنشاهی کوروش و داریوش و.. به بخش:

صفحه‌اصلی← حکومت های ایران/حکومت های باستانی/هخامنشیان↪︎

در وبسایت ایران‌ما مراجعه کنید یا روی مسیر بالا کلیک کنید.

📸 تصاویری از تخت جمشید، یکی از درخشان‌ترین دوره‌های تاریخ ایران:

شیر بالدار با سر انسانی
سنگ‌نگاره
سرستون
داریوش و نمایندگان ملل

تاریخچه تخت جمشید

یافته‌های باستان‌شناسی حاکی از آن‌اند که قدیمی‌ترین قسمت تخت جمشید در ۵۱۸ پیش از میلاد ساخته شده است. هم‌اکنون در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، با بررسی منابع تاریخی متعدد متوجه می‌شویم زمان آغاز ساخت این بنا حدود ۲۵ قرن پیش، در زمان داریوش بزرگ بوده است. او بنای پارسه را در دامنه‌ی کوه رحمت (میترا یا مهر) ساخت. سپس، جانشینانش با اندک تغییراتی عملیات ساخت بنا را ادامه دادند. او به‌دلیل موقعیت مناسب دامنه‌ی کوه رحمت نسبت به طلوع و غروب خورشید، وجود جلگه‌های سرسبز در اطراف آن و قرارگرفتن کوه در مسیر شاهی، آن را برای ساخت بنای مزبور مناسب می‌دانست.

جالب اینکه خشت‌نوشته‌های به دست‌آمده از این بنا نشان می‌دهند که در ساخت آن، معماران، استادکاران، هنرمندان، کارگران، زنان و مردان بسیاری نقش داشته‌اند. طبق روایتی، مدت زمان ساخت این مجموعه‌ی عظیم ۱۲۰ سال بوده است.

البته، با حمله‌ی اسکندر مقدونی به ایران در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، مجموعه کاخ‌های بنای مزبور به آتش کشیده شدند. پس از آن واقعه، فقط مدخل اصلی تخت جمشید معروف به کاخ آپادانا سالم باقی ماند.

در دوره‌ی پهلوی، بنای پارسه بسیار مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۳۰۹ خورشیدی، زیرنظر گروه باستان‌شناسی آمریکایی بازسازی شد. در این بازسازی و طی عملیات خاک‌برداری، کتیبه‌ای از خشایارشا را پیدا کردند که به‌دنبال آن کاخ ملکه خشایارشا کشف شد.

بعدها در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، بخشی از کتیبه‌ها و بنای کاخ‌ها و ستون‌های کاخ آپادانا نیز بازسازی شدند. این بازسازی‌ها تا سال ۱۳۱۹ خورشیدی ادامه یافتند و در طی آن‌ها، آثار و کتیبه‌های مختلفی کشف شدند که به موزه تخت جمشید و موزه ملی انتقال یافتند. تعدادی از آثار نیز از کشور خارج شدند و به موزه‌ها و کتابخانه‌های اروپا و آمریکا منتقل گشتند.

درخور توجه است که دومین پادشاه پهلوی، محمدرضاشاه، جشن‌های دوهزاروپانصدساله شاهنشاهی ایران را در کنار بنای پارسه برگزار کرد. این تاریخ از زمان شاهنشاهی کوروش بزرگ محاسبه می‌شود. پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، برخی بنای مزبور را یادگار شاهان نامیدند و قصد تخریب آن را داشتند؛ اما مخالفت عده‌ای از مسئولان مانع از این کار شد. بدین ترتیب، این بنا با شکوه و عظمت بسیار تاکنون صلابت خود را حفظ کرده است.

تخت جمشید در اسناد

پس از خاموش‌شدن فروغ امپراتوری ایرانی با حمله‌ی اعراب، تا مدت‌ها تاریخ ایران را غبار فراموشی فراگرفت. پیشینیان ما به‌درستی نمی‌دانستند که سازنده‌ی تخت جمشید چه کسانی بوده‌اند؛ حتی برخی این بنا را ساخته‌ی فرازمینی‌ها قلمداد می‌کردند. مسعودی، تاریخ‌نویس سده‌ی 9 میلادی، در مروج‌الذهب در وصف این بنا گفته است: «تا نزدیک شهر استخر یک فرسخ فاصله دارد. بنایی عجیب و معبدی بزرگ است. ستون‌های سنگی شگفت‌انگیز دارد… . مسلمانانی که در آنجا هستند، می‌گویند سلیمان‌بن‌داوود باد را در اینجا به زندان کشیده است.»

این بی‌خبری از تاریخچه‌ی تخت جمشید تا دوره‌ی قاجار ادامه یافت. در این زمان ترجمه‌ی اسناد یونانیان ما را با بنیان‌گذاران تخت جمشید آشنا کرد. یونانیان همه‌ی ایرانیان را پارسی و تخت جمشید را شهر پارسیان یا پرسای می‌خواندند.

دروازه‌ی ورودی این مکان در ابتدا از جنوب و از طریق پله بود. سمت راست این دروازه می‌توان چهار کتیبه به خط میخی و به نام داریوش کبیر را دید. کتیبه‌ها روی سنگ بسیار بزرگی قرار گرفته‌اند: دو کتیبه به فارسی قدیم و یک کتیبه به عیلامی و چهارمین کتیبه به زبان بابلی است. این کتیبه‌ها به بازدیدکنندگان درباره‌ی ماهیت تخت جمشید و سازندگان آن و باورها و تفکرات داریوش اطلاعاتی می‌دهند.

پلکان ورودی خشایارشاه

امروزه، بازدیدکنندگان از ورودی دیگری وارد مجموعه‌ی تخت جمشید می‌شوند. این ورودی در زمان خشایارشا ساخته شد: پلکان غربی که از دو سری راه‌پله به نقطه‌ای روی صفحه‌ی اصلی تخت جمشید ختم می‌شود. سرانجام، در بالای این پلکان، با دروازه‌ی بزرگی روبه‌رو خواهید شد که ورودی چشمگیری را برای بازدید از این مجموعه کاخ‌ها، در برابر چشمان شما قرار می‌دهد.

پلکان ورودی تخت جمشید یک جفت پلکان قرینه است که در دیوار غربی نزدیک به گوشه شمالی ارگ تخت جمشید قرار گرفته‌است. در آنجا، در جلوی دیوار، محوطه‌ای به طول ۵۱۰ سانتی‌متر و پهنای ۷۰۰ سانتی‌متر را به اندازه ۱۰ سانتی‌متر از سطح دشت بالاتر آورده و با سنگ‌های بزرگ و نیک تراشیده فرش کرده‌اند و در امتداد اضلاع کوتاهتر آن دو ردیف پلکان بالا آورده‌اند. هر پلکان، ۶۳ پله دارد و به پاگردی وسیع منتهی می‌شود، سپس ۱۸۰ درجه پیچیده و در جهت مخالف ردیف نخستین، ۴۸ پله دیگر می‌خورد و در ارتفاع نزدیک به دوازده متری زمین به صفه تخت جمشید می‌رسد.

هر پلکان بر روی هم ۱۱۱ پله دارد که هر کدام ۶۹۰ سانتی‌متر طول، ۳۸ سانتی‌متر عرض و ۱۰ سانتی‌متر پاخیز دارد. پاخیز این پله‌ها به قدری کم است که اگر بخواهند، می‌توانند سواره از آنها بالا روند. زمانی که از تخت جمشید پاسبانی نمی‌شده، حیوانات بارکش از آنها بالا و پایین می‌رفته‌اند.

کناره پلکان‌ها دارای جان پناهی از کنگره‌ها چهار پله‌ای زیبایی بوده که برخی از آنها هنوز برجایند. هر کنگره ۶۴ سانتی‌متر ارتفاع داشته و در جبهه پهنش تاقچه‌ای مستطیل شکل درآورده بودند. به نظر می‌آید که این کنگره‌ها نمودار و مظهر دژهای پارسیان و فرورفتگی وسط آنها نمایانگر دروازه دژها بوده‌است. در بالا، میان دو سر پلکان و کاخ دروازه کشورها، جلو خان کوچکی وجود داشته‌است.

سنگ‌های آهکی که در ساختن این پلکان توأمان به کار رفته، نامنظم و بسیار بزرگ اند و بدون ملاط بر روی هم چیده شده و با بست‌های تقریباً مستطیل شکل به هم پیوند خورده‌اند. این نوع بست‌ها و کار تراش سنگ‌ها بیشتر خصوصیات دوره خشایارشا را نشان می‌دهد و از این جهت بسیار احتمال دارد که پلکان بزرگ توأمان، ساخته خشایارشا بوده باشد.

از هر تخته سنگی چهار یا پنج پله درآورده‌اند و بسیاری از پله‌ها بر اثر عبور و مرور مردمان و گزند آب و هوا ساییده شده یا شکستگی پیدا کرده‌است، این آسیب‌ها را متخصصان ایتالیایی و ایرانی دهه ۵۰ شمسی تعمیر کرده‌اند.

کاخ آپادانا یا کاخ بار داریوش و خشایارشا یکی از کاخ‌های اندرونی تخت جمشید است. این کاخ مشتمل است بر یک تالار چهارگوش مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان، در جهت‌های شمال، شرق و غرب (هر یک با ۱۲ ستون) و چهار برج در چهار گوشه بیرونی تالار و یک رشته اتاق نگهبانی که در جنوب آن قرار دارند. بنای کاخ آپادانا به دست داریوش بزرگ آغاز شد و در زمان خشایارشا تکمیل گردید. سطح این کاخ به حدود سه متر از کف حیاط آپادانا و کف دروازه همه کشورها بلندتر ساخته شده‌است.

کاخ آپادانای تخت‌جمشید در بیشتر قسمت‌ها متکی بر سنگ تنه کوه‌است. برای رفتن به درون این کاخ دو پلکان دو طرفی، یکی در سمت شمال چسبیده به ایوان شمالی و یکی در سمت مشرق و متصل به ایوان شرقی درست کرده‌اند. دیوارهای این پلکان‌ها و پیش بست‌شان مزین به نقوش و کتیبه‌های باشکوهی است. از ۷۲ ستونی که روزی سقف آپادانا و ایوان‌هایش را برپا می‌داشته‌اند، امروز تنها ۱۴ عدد برپا است که یکی از آن‌ها (در شمال شرقی ایوان شرق) بازسازی شده‌است. اما بنا بر روایات گردشگران اروپایی و نگاره‌هایی که از تخت‌جمشید کشیده‌اند می‌توان استنباط کرد که در سال ۱۶۱۹ (میلادی) هنوز ۲۰ ستون برپا بوده‌است و این تعداد در سال‌های ۱۶۲۷ (میلادی) به ۱۹، در ۱۶۷۷ (میلادی) به ۱۸، در ۱۶۹۴ (میلادی) به ۱۷، در ۱۷۸۷ (میلادی) به ۱۵ و در سال ۱۸۴۱ (میلادی) به ۱۳ عدد کاهش یافته که از آن تاریخ به بعد، دیگر ستونی فرو نیفتاده‌است.

بنا بر نظرات باستان‌شناسان و گردشگران بزرگترین و با شکوه‌ترین کاخ داریوش آپادانا بوده‌است که بنایش در حدود ۵۱۵ پیش از میلاد آغاز شد و تکمیل آن سی سال به طول انجامید، تالار مرکزی آپادانا مربع شکل (۵٫۶۰ متر در ۵٫۶۰) است و ۶ ردیف ستون ۶ تایی سقف آن را با بلندایی بیش از ۲۰ متر نگهداری می‌کرده‌است. مجموع ستون‌های سه ایوان آپادانا ۳۶ به علاوه ستون‌های تالار ۷۲ عدد بوده و همین وضع در کاخ آپادانای داریوش در شوش هم یافته شده‌است. بزرگی تالار مرکزی آپادانا آن مقدار بوده‌است که گنجایش پذیرایی از ۱۰٫۰۰۰ میهمان را داشته باشد. ستون‌های تالار مرکزی آپادانا در بلندا و طرح درست مانند ستون‌های ایوان شمالی است، یعنی هر ستون مرکب است از سرستون گاو دوسر و گل و بوته زیر آن و ساقه استوانه‌ایی شیاردار و فقط شکل زیر ستون آن‌ها با هم فرق دارد، یعنی به جای اینکه زنگوله‌ایی باشد، متشکل از دو قطعه سنگ مکعبی شکل است، که سنگ کوچکتر برفراز سنگ بزرگ‌تر (جمعاً به ارتفاع ۱۵۵ سانتی‌متر) استوار شده‌است و خود، زیر شالی چرخ مانند نصب شده‌است. سقف وسیع و سنگین تالار بر روی الوارهای سنگین، از چوب سدر یا سرو، استوار بوده و برای آنکه باران، بام را خراب نکند، درون دیوارهای خشتی، راه‌آب‌های قائم با آجر و ملاط قیر ساخته‌اند که آب باران را به مجاری زیرزمینی، که از زیر آپادانا می‌گذشته، می‌رسانیده‌است. دیوارهای تالار مرکزی آپادانا همه به پهنای ۳۲٫۵ متر و از خشت خام بوده‌است. خشت‌ها را به اندازه ۳۳ در ۳۳ و با ضخامت ۱۳ سانتی‌متر ساخته و با ملاط گل و آهک بهم چسبانیده‌اند، روی دیوارها لایه‌ایی از گل و گچ، به پهنای ۵ سانتی‌متر و روی آن را با لایه‌ایی از گچ سبز خاکستری رنگ پوشانده‌اند. رنگ دیوارهای کاخ‌ها در همه جا چنین بوده و در همه قسمت‌های آپادانا کف را با ملاط گچ و گل، به ضخامت ۳ تا ۵ سانتی‌متر اندوده و روی آن را با فرشی از گچ سبز خاکستری پوشانده بوده‌اند که آثار آن به دست آمده‌است. دو درگاه قرینه، تالار مرکزی آپادانا به ایوان‌های غربی و شرقی می‌پیوسته‌است. دیوارهای این قسمت از خشت و آجر بوده‌اند. کف درگاه‌های دوگانه‌ایی که در دیوار شمالی قرار داشته ورودی‌های اصلی کاخ محسوب می‌شده‌اند و قسمتی از دیوارهایشان از سنگ بوده‌است. در اینجا اثری از نقوش برجسته نیافته‌اند. درها را که در حدود ۱۵ متر بلندی داشته، به احتمال زیاد به صورت دو لنگه و مجهز به درهای کوچک‌تر می‌ساخته‌اند. جنس آن‌ها احتمالاً از چوب سرو یا سدر بوده و روی‌شان را روکشی از زر می‌پوشانده‌است.

در فروردین سال ۱۳۲۰ خ یک قطعه از چنین روکشی را هنگام کوتاه کردن دیوارهای خشتی باستانی در ناحیه اتاق‌های جنوبی قصر آپادانا در میان دیوار یافته‌اند که اندازه آن ۱۲ در ۳۱ سانتی‌متر است و ۲۸۹ گرم وزن دارد و رویش سه گاو بال‌دار، قلمزنی شده‌است و سوراخ‌هایی بر روی آن تعبیه شده که جای میخ‌هایی را که با آن به در وصلش می‌کرده‌اند نشان می‌دهد. دوتا از این گونه میخ‌ها از جنس طلا و به همراه صفحه بود. در سوی جنوب تالار مرکزی آپادانا، دو درگاه قرینه درگاه‌های شمالی به دهلیزی باز می‌شد که به انبارها و یک حیاط رواق‌دار می‌رسید. نور درون تالار بزرگ مرکزی از طریق دریچه‌های بزرگی که در دیوارهای شرقی و غربی (هر یک ۶ عدد) و دیوار شمالی (۵ عدد) تعبیه کرده بودند، تأمین می‌شد دیوار جنوبی پنج تا طاقچه بزرگ داشت.

ساختمان این کاخ کار از دید داریوش بزرگ کاری سترگ و ماندنی بود و به همین سبب او فرمان داد تا نام و نشان خود و ایران (ایرانشهر) را بر چهار خشت زرین و چهار خشت سیمین هریک به طول و عرض ۳۳ سانتی‌نتر و پهنای ۱۵ میلی‌متر به سه زبان و خط پارسی باستان، بابلی وایلامی نقر کردند و چهار جعبه سنگی که هر کدام ۴۵ سانتی‌متر طول و عرض و ۱۵ سانتی‌متر بلندی داشت ساختند و در هر جعبه، یک لوح زرین و یک لوح سیمین به همراه چند سکه، از نوع سکه‌های ایونیه و لودیه و یونان، که در آن روزگار رواج داشت (در ۵۱۵ پیش از میلاد، هنوز سکه‌های داریوش، موسم به داریک، یا داریوشی ضرب نشده بود) قرار دادند و در چهار گوشه تالار مرکزی آپادانا، زیر پی دیوار آپادانا، با تخته سنگ‌هایی سنگین مدفون ساختند. دو تا از این جعبه‌ها و گنجینه‌هایشان را در طول روزگار به تاراج برده‌اند و جای خالی یکی از آن‌ها در گوشه شمال غربی آپادانا در دل سنگ کوه، آشکار مانده بود. فردریک کرفتر در سال ۱۳۱۳ خ. به بررسی این‌جای خالی پرداخت و نتیجه گرفت که باید در سه گوشه آن نیز نمونه آن یافت شود. پس از حفاری گوشه‌ها و در گوشه شمال شرقی و جنوب شرقی جعبه‌ها و گنجینه درون آن‌ها را یافتند و به تهران فرستادند. اکنون یک جفت از لوحه‌ها در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. روی هر یک از این چهار لوحه، متنی به سه زبان فاسی باستان(۱۰ سطر)، ایلامی (۷ سطر) و بابلی (۸ سطر) به خط میخی کنده‌اند. متن همه کتیبه‌های دوازده‌گانه، یکسان و ترجمه آن چنین است:

«من داریوش شاه بزرگ، شاه همهٔ شاهان، شاه سرزمین‌ها، پسر ویشتاسپ، از نسل هخامنش هستم. داریوش شاه می‌گوید: این سرزمینی است که در اختیار من است. از منطقهٔ سکاهای آن سوی سغد تا حبشه (اتیوپی)، و از هندوستان تا لیدیه (غرب ترکیه امروزی)، این را اهورامزدا که بزرگ‌ترین خدایان است، به من بخشیده است. اهورامزدا مرا و این خاندان پادشاهی را پایدار نگه دارد!»

این متن برگرفته از کتیبهٔ دی.پی (DPe) و دی.ان.آ (DNA) که از مشهورترین سنگ‌نوشته‌های هخامنشی به شمار می‌رود.

ترجمهٔ دقیق‌تر و تطابق آن با متن پارسی باستان چنین است:

. گسترهٔ قلمرو: اشارهٔ شما به «سکاهای آنسوی سغد» در اصل 「سکاهای فرادریا» (Saka tayaiy paradraya) یا سکاهای آنسوی سغد است و «حبشه» در متن اصلی کوشا (Nubia/Ethiopia) و «لودیه» سارد (پایتخت لیدیه در آسیای صغیر) را شامل می‌شود. این دقیقاً مرزهای چهارگانهٔ شاهنشاهی را ترسیم می‌کند: از شمال‌شرق (فرارود) تا جنوب‌غرب (حبشه/سودان امروزی) و از شبه‌قارهٔ هند تا کرانهٔ دریای مدیترانه.

· باور مذهبی: تأکید بر اینکه اهورامزدا «مهستِ خدایان» (بزرگ‌ترین ایزدان) این سرزمین‌ها را به داریوش بخشیده، سنگ‌بنای مشروعیت الهی شاهان هخامنشی است. شاه خود را نه خدا، بلکه برگزیدهٔ اهورامزدا می‌دانست.

· بخش پایانی («اهورامزدا مرا و این خاندان شاهیم را بپایاد») دعای رسمی در پایان اغلب کتیبه‌هاست که نشان از تداوم دودمان و حفظ «فرّهٔ ایزدی» دارد.

کاخ دروازه ملل، کاخ دروازه کشورها، کاخ انتظار، کاخ دالان انتظار یا کاخ خشایارشا، از کاخ‌های تخت جمشید بوده که در کنار پلکان ورودی و در شمال غربی این ارگ پادشاهی جای گرفته است. داده‌های امروزی دربارهٔ نام این کاخ از روی سنگ نبشته‌های بالای این کاخ گرفته شده است. کاخ دروازه ملل دارای سه درگاه غربی، شرقی و جنوبی است. در درگاه غربی و شرقی به ترتیب تندیس گاوان غول آسا و جانداران افسانه‌ای با سر مردمان جای گرفته‌اند. در این کاخ، تالار یا اتاق بزرگی بوده است که در میانه آن چهار ستون جای دارد. از این چهار ستون، سه ستون آن هنوز پا برجاست. بر روی دیواره و حتی تنه تندیس‌های کاخ دروازه ملل، گروهی از بازدیدکنندگان نامدار و گمنام نام و نشان خود و تاریخ دیدارشان از تخت جمشید را کنده‌اند.

این کاخ یا دروازه را کاخ دروازه همه ملل، کاخ دروازه همه کشورها، یا به فارسی باستان «دوِرثیم ویسَدَهیوم» (𐎯𐎢𐎺𐎼𐎰𐎡𐎶𐏐𐎻𐎡𐎿𐎭𐏃𐎹𐎢𐎶) می‌نامند.

همچنین بر روی این کاخ نامهای کاخ انتظار، کاخ دالان انتظار یا کاخ خشایارشا نیز گذاشته‌اند. در وبگاه‌ها و منابع انگلیسی زبان این سازه را (Gate of All Nations) یا (The Gate of All Countries) می‌نامند.

این ساختمان وابسته به خشایارشا می‌باشد. گمان می‌رود داریوش بزرگ آن را پی ریزی و خشایارشا به پایان برده باشد، از این رو این کاخ را کاخ دروازه ملل نیز می‌گویند، زیرا نمایندگان همه نژادهای گوناگون وابسته کشور ایران زمین، به درون آن آمده و سپس به سوی کاخ‌های دیگر رهسپار می‌شدند. می‌توان گفت که این کاخ یک گونه اتاق انتظار بوده است. این گونه کاربری از کاخ مایه آن شده است نام کاخ انتظار را نیز بر این سازه بنهند.

آگاهی ما دربارهٔ نام این کاخ از روی سنگ نبشته‌های بالای این کاخ گرفته شده است. هنگامی که نمایندگان کشورهای گوناگون پادشاهی هخامنشی از پله‌های اصلی تخت جمشید بالا رفته و به درون کوشک شاهی می‌شدند، نخست از درگاه غربی کاخ دروازه ملل به تالار چهار ستونی آن می‌آمدند و سپس روی سکوهای سنگی دور تالار چشم به راه می‌نشستند تا وزیر تشریفات دربار، روادید رفتن آنان را به تختگاه پادشاه (بارعام کاخ آپادانا) به آگاهی آنان برساند.

کاخ دروازه ملل دارای تالاری با دیوارهای خشتی ستبر، سه درگاه بزرگ و چهار ستون بلند است که بام آن را نگه می‌داشته‌اند. تالار ۶۱۲٫۵ متر مربع (هر ضلع ۲۴٫۷۵ متر) گستره دارد. بام ساختمان ۱۸ متر بلندتر از ترازِ جلوخان پلکان ورودی بوده و می‌توان گفت، تیغه کنگره‌هایش نزدیک ۳۳ متر از ترازِ دشت (در کنار دیوار سکو) بالاتر بوده است. ستون‌های کاخ کمی بیشتر از ۱۶٫۵ متر بلندا داشته‌اند و دو تای آن‌ها تا سال ۱۹۶۵ میلادی بر سر پا بوده و یکی دیگر را هم با خرده ریزها و شکسته‌های دو ستون دیگر بر پا کرده‌اند. این ستون تازه بر پا شده دست نخورده‌ترین ستون تخت جمشید کنونی است.

ستون‌های تالار کاخ از چند بخش درست شده است، زیرستونی به سیمای زنگوله با شیارهای ایستاده که قاشقی خوانده می‌شود و بر فراز آن یک سنگ چرخ مانند که بدان شالی ستون می‌گویند، سپس قلمهٔ ستون است که به گونه استوانه‌ای شیاردار و بلند بر فراز شالی نهاده شده است (شمار شیارهای استوانه ۴۸ تا است). آنگاه گل ستون می‌آید که خود از چند بخش ساخته شده و به نقش برگ‌ها و غنچه‌های دوازده پر و گل نیلوفر آبی و برگ‌های طوماری و پیچکی درخت خرما آراسته است و بخش چهارم سرستون است که به گونه گاو زانو زده دو سر پشت به پشت داده است که با گل و برگ آرایش شده است. بر فراز سر ستون، یعنی در میان سر و گردن گاوهای پشت به پشت داده، سر یک شاه تیر جای می‌گرفته است. این شاه تیرها هر یک خود تیرهای کوچکتری را بر دوش می‌کشیده‌اند و بام بر روی آن‌ها نگه داشته می‌شده است.

کاخ دروازه ملل شامل سه درگاه است. درگاه‌های شرقی (یعنی درگاهی که رو به خیابان سپاهیان باز می‌شود) و درگاه غربی (یعنی درگاهی که رو به پلکان ورودی تخت جمشید باز می‌شود)، هر کدام ۱۰ متر بلندا و ۳٫۸۲ متر پهنا دارند اما درگاه جنوبی (یعنی درگاهی که رو به پلکان کاخ آپادانا باز می‌شود) بلندای بیشتری داشته و بر خلاف دو درگاه شرقی و غربی، ساده و بی نقش بوده است. درگاه‌های غربی و شرقی مانند دروازه آر در پاسارگاد به ترتیب با گاوان بزرگ هیکل و گاو بال‌دار با سر انسان نگهبانی داده می‌شوند. در آن عصر عقیده بر این بوده است که این نوع موجودات دورکننده شیاطین هستند.

درگاه غربی رو به به پلکان ورودی تخت جمشید باز می‌شود، یعنی بازدید کنندگانی که از پلکان تخت جمشید وارد می‌شوند با این درگاه رو در رو می‌شوند. در دو جانب درگاه غربی، دو گاو نر غول آسا (گاوان دروازه‌بان) جزرهای درگاه را بر پشت خود نگه داشته‌اند. روی گاوها به جهت دشت (غرب) است و گردشگران تازه‌وارد شده را می‌نگرند. پاهای گاوها بر سکوهایی که ۱٫۵ متر از کف درگاه بلندا دارد، نهاده شده است.

گاوان دروازه‌بان یا گاو بال‌دار در هنر آشوری سابقه داشته و در این کاخ از همان سنت استفاده شده است اما هنرمندان سازنده تخت جمشید ابداعاتی هم در آن وارد کرده‌اند؛ مثلاً" بر خلاف نمونه‌های آشوری، که پنج پا دارند، این دو ابوالهول به‌طور طبیعی چهار پا دارند و دو پای عقبشان حالت حرکت را نشان می‌دهد. هر یک از گاوان ریشی بلند و مستطیل شکل دارد که با گل دوازده پر و غنچه‌ای از گل نیلوفر آبی آراسته شده و بر روی سینه، پهلوها، کپل، شانه و مازهٔ هر یک رشته‌های بسیار مجعد مو، به صورت پولک‌های برجسته، نمودار است و حلقه‌ای از گل‌های دوازده پر به گردن هر کدام آویخته است.

درگاه جنوبی کاخ دروازه ملل به سمت حیاط برگی که در شمال آپادانا واقع است، باز می‌شود و ۵٫۱۲ متر پهنا دارد و به کلی از سنگ ساخته شده بوده که اکنون تنها کف و قسمت‌های پایینی دو طرفش به جای مانده است. در درگاه جنوبی دو لنگه بوده و رو به سمت داخل باز می‌شده است و هنوز جای پاشنه‌هایش در گوشه‌های شمالی درگاه و رو به داخل تالار باقی است. این پاشنه به شکل یک پیاله گرد و آراسته به گلبرگ است. جنس در از چوب بوده اما روی آن را به احتمال بسیار قوی با ورقه‌هایی از فلزهای گرانبها پوشانیده و با نقوش حیوانات آراسته بوده‌اند. این درهای بزرگ، بیشتر اوقات بسته بوده و از در کوچکی که در پایین آن‌ها تعبیه کرده بودند، استفاده می‌کرده‌اند.

درگاه شرقی همان ساختار و اندازه درگاه غربی را دارد در این درگاه به جای گاوان دروازه‌بان، ابوالهول‌های گاو بال‌دار با سر مردمان، تنه گاو و بال عقاب جرزهای درگاه را بر پشت نگه داشته‌اند. بر این سرها تاج بلند استوانه ای دیده می‌شود که در بالا و پایین، دو نوار آراسته به گل‌های دوازده پر دارند و از نوار پایینی سه جفت شاخ به‌گونه همراستا روییده و نمای شماره ۸ رادرست کرده‌اند. بال‌ها به سیمای داس و با پرها و شاه پرهای شکوهمند و همراستا نمودار گشته‌اند و پاها استوار بر روی سکوها نهاده شده‌اند. روی این ابوالهول‌ها به سوی کوه رحمت (سوی شرق) است. درگاه شرقی به خیابان سپاهیان باز می‌شود و به دروازه نیمه ساخته می‌رسد. کارشناسان بازسازی تخت جمشید، سر درگاه شرقی را که ۸ متر درازا دارد و تاج روی آن را که سنگ بزرگ‌تری است و با نقش برگ‌های خرما می‌باشد، پیدا و بازسازی کرده و در جای خودش پیاده‌سازی کرده‌اند.

با گذر از درگاه غربی، تالار یا اتاق بزرگی است که در میانه آن چهار ستون جای دارد. دور تا دور اتاق سکویی به پهنا و بلندای ۵۲ سانتی‌متر از سنگ سیاه رنگ خوش تراشیده، کار گذاشته‌اند که جایگاه نشستن میهمانان و بزرگ زادگانی بوده است که به این اتاق انتظار می‌آمده‌اند. در میانه سکوی شمالی، یک برجستگی میز مانند و پله دار دیده می‌شود که شاید سکو یا تختی برای یکی از پیشکاران شاه بوده است که می‌توانسته با ایستادن بر آن، از درون درگاه شرقی کاخ و درگاه شمال غربی تالار آپادانا، به درون تالار بنگرد و چشم به پیشکار کنار تخت پادشاه داشته باشد تا با نشانه او، گروهی را به پیشگاه بفرستد. همه درونی دیوارهای اتاق با کاشی‌های رنگین سبز، آبی نارنجی پوشیده شده بوده که گل‌های دوازده پر و رج‌هایی از درخت خرما و آراستگی‌های دیگر را نشان می‌داده‌اند. از این‌ها نمونه‌هایی به دست آمده که در انبار موزه تخت جمشید نگهداری می‌شود.

عکسی از کاخ دروازه ملل در تخت جمشید متعلق به حدود ۱۲۵ تا ۱۴۰ سال پیش. این عکس از این جهت که نشان می‌دهد در دوره‌های بعدی تخت جمشید مرمت شده است با ارزش است؛ زیرا بخش‌هایی از کاخ (مثل یک ستون و سر در گیت) در این عکس موجود نیست اما در عکسهای مدرن و جدید موجود است.

پیوند: هخامنشیان↪︎ | تخت جمشید؛ ساخت و بنیان‌گذاری↪︎

منبع: تخت جمشید؛ تاریخچه، نقشه و عکس↪︎

#تخت جمشید, #هخامنشیان, #کاخ آپادانا, #دروازه ملل