
کتیبه بیستون(DB)، یا کتیبه بغستان / Bisotun، یکی از مهمترین آثار نوشتاری ایران باستان و از ارزشمندترین اسناد تاریخی جهان باستان است. این یادمان به فرمان داریوش یکم، شاهنشاه هخامنشی، در آغاز فرمانروایی او بر صخرهای بلند در نزدیکی کرمانشاه ایجاد شد و روایت داریوش از چگونگی رسیدن او به پادشاهی، سرکوب شورشها و تثبیت حکومت هخامنشیان را ثبت میکند.

مشخصات کتیبه بیستون
نام: کتیبه بیستون / بغستان
نام انگلیسی: Behistun Inscription / Bisotun Inscription
پادشاه: داریوش یکم، داریوش بزرگ
دودمان: هخامنشی
زمان: آغاز سلطنت داریوش، از حدود ۵۲۱ پیش از میلاد و ادامه کار در سالهای بعد
محل: بیستون، استان کرمانشاه، ایران
ارتفاع تقریبی از سطح زمین: حدود ۱۰۰ متر
زبانها: فارسی باستان، ایلامی و بابلی
خط: خط میخی
موضوع اصلی: به قدرت رسیدن داریوش، سرکوب شورشها و تثبیت حکومت او
شمار شورشها: داریوش از ۱۹ نبرد در نخستین سال سلطنت و شکست ۹ مدعی یا پادشاه شورشی سخن میگوید.
محوطه بیستون تنها به این کتیبه محدود نیست و آثار متعددی از دورههای مختلف تاریخی در آن وجود دارد. یونسکو نیز بیستون را در مسیر تاریخی میان فلات ایران و بینالنهرین قرار داده و آثار موجود در آن را متعلق به دورههایی از پیشاتاریخ تا ماد، هخامنشی، ساسانی و ایلخانی معرفی میکند.
📎 پیوند
برای مطالعهٔ جامع دربارهٔ سلسلهٔ هخامنشی، شاهنشاهی کوروش و داریوش و.. به بخش:
صفحهاصلی← حکومت های ایران/حکومت های باستانی/هخامنشیان↪︎
در وبسایت ایرانما مراجعه کنید یا روی مسیر بالا کلیک کنید.
چرا داریوش کتیبه بیستون را ساخت؟
برای درک اهمیت کتیبه باید به سالهای ۵۲۲ و ۵۲۱ پیش از میلاد برگردیم.
پس از مرگ کمبوجیه دوم، پادشاهی هخامنشی با بحران سیاسی بزرگی روبهرو شد. در روایت رسمی داریوش، فردی به نام گئومات مغ خود را بردیا، پسر کوروش بزرگ و برادر کمبوجیه، معرفی کرد و قدرت را در دست گرفت.
داریوش ادعا میکند که گئومات در واقع بردیا نبود و پس از قتل او، داریوش همراه با گروهی از بزرگان پارسی علیه وی اقدام کرد.
داریوش تاریخ قتل گئومات را ۱۰ بغایادی، برابر با ۲۹ سپتامبر ۵۲۲ پیش از میلاد ثبت میکند. او سپس اعلام میکند که پادشاهیای را که از خاندان هخامنشی گرفته شده بود، دوباره برقرار کرده است.
پس از آن، بخش بزرگی از امپراتوری دچار شورش شد. داریوش در بیستون این شورشها را به تفصیل روایت میکند و پیروزی خود را نتیجه یاری اهورامزدا معرفی میکند.
بنابراین کتیبه بیستون را میتوان تا حد زیادی روایت رسمی داریوش از مشروعیت پادشاهی خودش دانست. ایرانیکا نیز این متن را نوعی روایت تاریخی و در عین حال دفاع و توجیه سیاسی داریوش از حق خود برای پادشاهی معرفی میکند.
نقش برجسته داریوش در بیستون
در کنار کتیبه، نقش برجسته بزرگی قرار دارد که داریوش را در حالی نشان میدهد که کمانی در دست دارد و بر پیکر فردی که زیر پای او قرار گرفته، ایستاده است.
در برابر داریوش، چند شخصیت اسیر یا شورشی قرار دارند که به صورت نمادین به شکستخوردگان شورشها ارتباط داده شدهاند. بالای صحنه نیز اهورامزدا به شکل نمادین حضور دارد.
بر اساس توضیح یونسکو، نقش برجسته داریوش او را در حال در دست داشتن کمان، به عنوان نشانهای از فرمانروایی، نشان میدهد و پیکری در برابر او بر زمین قرار گرفته است. در روایت سنتی، این پیکر با گئومات ارتباط داده شده است.
کتیبه به چه زبانهایی نوشته شده است؟
یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای بیستون، سهزبانه بودن آن است.
متن به سه زبان نوشته شده:
۱. فارسی باستان
زبان رسمی شاهنشاهی هخامنشی در بسیاری از کتیبههای سلطنتی.
۲. ایلامی
زبانی باستانی که در جنوب غربی ایران و بهویژه در حوزه شوش اهمیت فراوان داشت.
۳. بابلی
گونهای از زبان اکدی که در بینالنهرین استفاده میشد.
این سه نسخه تقریباً یک روایت مشترک را منتقل میکنند، اگرچه در جزئیات، ساختار و میزان حفظشدن بخشهای مختلف تفاوتهایی میان آنها وجود دارد.
متن فارسی باستان کتیبه
نسخه فارسی باستان کتیبه با معرفی داریوش آغاز میشود:
«منم داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ، نوه ارشام، هخامنشی.»
سپس داریوش نسب خود را بیان میکند و میگوید:
«پدر من ویشتاسپ است؛ پدر ویشتاسپ ارشام بود؛ پدر ارشام آریارمنه بود؛ پدر آریارمنه چیشپیش بود؛ پدر چیشپیش هخامنش بود.»
این بخش برای شناخت شجرهنامهای که داریوش برای خاندان خود ارائه میکند اهمیت زیادی دارد.
ترجمه و محتوای کتیبه
ترجمه زیر ترجمه فارسیِ توضیحی و یکپارچه از محتوای متن فارسی باستان است. در مواردی که سنگ آسیب دیده یا خوانش واژهای محل بحث است، ترجمههای پژوهشی نیز ممکن است تفاوتهایی داشته باشند.
۱) معرفی داریوش و خاندان هخامنشی
داریوش خود را شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه پارس و شاه سرزمینها معرفی میکند.
او نسب خود را از پدرش ویشتاسپ، پدربزرگش ارشام، آریارمنه، چیشپیش و در نهایت هخامنش بیان میکند.
داریوش تأکید میکند که خاندان او از گذشته دارای جایگاه اشرافی و سلطنتی بوده است.
او همچنین میگوید که پیش از او هشت تن از خاندانش پادشاه بودهاند و خود را نهمین پادشاه این سلسله معرفی میکند.
۲) اهورامزدا و پادشاهی داریوش
در بخش بعدی، داریوش بارها از اهورامزدا یاد میکند.
مضمون اصلی سخنان او چنین است:
«به خواست و یاری اهورامزدا من شاه هستم و اهورامزدا شاهی را به من بخشید.»
داریوش سپس فهرستی از سرزمینهایی را که تحت فرمان او قرار داشتند ارائه میکند.
در متن، ۲۳ سرزمین ذکر شده است، از جمله:
- پارس، ایلام، بابل، آشور، مصر، سرزمینهای کنار دریا، لیدی، یونان، ماد، ارمنستان، کاپادوکیه، پارت، زرنگ، هرات، خوارزم، باختر، سغد، گنداره، سکا، ثَتَگوش، رخج و مَکا.
این فهرست یکی از مهمترین اسناد برای شناخت جغرافیای سیاسی شاهنشاهی هخامنشی در آغاز حکومت داریوش است.
۳) ماجرای بردیا و گئومات
یکی از مشهورترین قسمتهای کتیبه به ماجرای بردیا و گئومات اختصاص دارد.
داریوش میگوید کمبوجیه، پسر کوروش، پیش از او شاه بود و برادری به نام بردیا داشت.
طبق روایت کتیبه، کمبوجیه بردیا را مخفیانه به قتل رساند، اما مردم از این موضوع آگاه نبودند.
پس از رفتن کمبوجیه به مصر، شخصی به نام گئومات مغ شورش کرد و ادعا کرد که او بردیا، پسر کوروش و برادر کمبوجیه است.
در نتیجه بخشهایی از شاهنشاهی از کمبوجیه روی گرداندند و گئومات قدرت را در دست گرفت.
این روایت یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای تاریخ هخامنشی است، زیرا کتیبه بیستون مهمترین روایت مستقیم و سلطنتی درباره این رویداد است.
۴) قتل گئومات و به قدرت رسیدن داریوش
داریوش میگوید کسی جرئت مقابله با گئومات را نداشت، زیرا او بسیاری از کسانی را که از هویت واقعی بردیا آگاه بودند کشته بود.
سپس داریوش به اهورامزدا نیایش میکند و میگوید اهورامزدا او را یاری کرد.
او همراه با چند نفر از همدستانش به گئومات حمله کرد.
طبق متن، این رویداد در دژ سیکَیَوَوتیش در ناحیه نیسایه ماد رخ داد.
داریوش تاریخ آن را ۲۹ سپتامبر ۵۲۲ پیش از میلاد اعلام میکند.
پس از کشته شدن گئومات، داریوش میگوید:
«به خواست اهورامزدا شاه شدم.»
او سپس اعلام میکند که پادشاهی را به جایگاه پیشین خود بازگردانده است.
۵) شورشهای بزرگ شاهنشاهی
اما با کشته شدن گئومات، بحران پایان نیافت.
برعکس، در روایت داریوش، مناطق مختلف شاهنشاهی یکی پس از دیگری شورش کردند.
از جمله:
- ایلام
- بابل
- ماد
- ارمنستان
- پارت و هیرکانی
- مَرگیانه
- پارس
- رخج
- سکاها
کتیبه سپس داستان هر یک از این شورشها و نبردهای داریوش یا سردارانش را شرح میدهد.
۶) شورش بابل
یکی از نخستین شورشهای بزرگ، شورش نیدینتو-بل در بابل بود.
او خود را نبوکدنصر، پسر نبونید معرفی کرد و مردم بابل را با خود همراه ساخت.
داریوش به سمت بابل حرکت کرد.
در مسیر، سپاه او با نیروهای نیدینتو-بل در کنار رود دجله و سپس فرات درگیر شد.
داریوش پیروزیهای خود را به یاری اهورامزدا نسبت میدهد.
سرانجام بابل تصرف شد و نیدینتو-بل دستگیر و کشته شد.
۷) شورش ماد و فرورتیش
در ماد شخصی به نام فرورتیش شورش کرد و خود را خشَثریته از خاندان کیاکسار معرفی کرد.
داریوش یکی از سرداران خود، هیدَرن، را برای مقابله با او فرستاد.
بعدها خود داریوش وارد ماد شد و با فرورتیش جنگید.
پس از شکست فرورتیش، داریوش او را دستگیر کرد.
کتیبه سپس مجازات بسیار سنگینی را که داریوش برای او در نظر گرفت، توصیف میکند.
این قسمت نشان میدهد که کتیبه فقط یک متن تشریفاتی نیست، بلکه گزارشی صریح از جنگها و مجازات شورشیان نیز ارائه میدهد.
۸) جنگهای ارمنستان
بخش دیگری از کتیبه به نبردهای ارمنستان اختصاص دارد.
داریوش دو سردار خود، دادَرشی و وَهومیسا، را برای مقابله با شورشیان اعزام کرد.
در متن چند نبرد در نقاط مختلف ثبت شده است.
داریوش تاریخ برخی از این نبردها را نیز ذکر میکند، بنابراین بیستون از معدود منابع باستانی است که رویدادهای سیاسی و نظامی را همراه با تاریخهای دقیق ثبت کرده است.
۹) شورش پارت
پارت و هیرکانی نیز علیه داریوش شورش کردند.
در این زمان، پدر داریوش، ویشتاسپ، در پارت حضور داشت.
طبق کتیبه، ویشتاسپ با نیروهای وفادار خود وارد نبرد شد و شورش را سرکوب کرد.
داریوش دو نبرد مهم در این منطقه را ثبت میکند و پیروزی را به یاری اهورامزدا نسبت میدهد.
۱۰) شورش مَرگیانه
در مرگیانه شخصی به نام فرادا رهبر شورش شد.
داریوش، دادَرشی، سردار خود و ساتراپ باختر را برای مقابله با او فرستاد.
طبق متن، شورش شکست خورد و مَرگیانه دوباره تحت فرمان داریوش قرار گرفت.
۱۱) شورش وهیَزداته در پارس
یکی دیگر از مدعیان مهم وهیَزداته بود.
او نیز مانند گئومات ادعا کرد که بردیا، پسر کوروش است.
بخشی از مردم پارس از او حمایت کردند.
داریوش سرداری به نام اَرتَوَردیه را برای مقابله با او فرستاد.
پس از دو نبرد، نیروهای وهیَزداته شکست خوردند و خود او دستگیر شد.
داریوش در کتیبه مجازات او و پیروان اصلیاش را نیز ثبت کرده است.
۱۲) نبرد در رخج
شورش دیگری در رخج / آراخوزیا رخ داد.
وهیَزداته نیروهایی را برای جنگ با ویوانه، ساتراپ رخج، فرستاد.
دو نبرد میان آنها ثبت شده است.
در نهایت نیروهای شورشی شکست خوردند و منطقه دوباره تحت فرمان داریوش قرار گرفت.
۱۳) دومین شورش بابل
بابل برای بار دوم شورش کرد.
این بار شخصی به نام اَرَخَه خود را نبوکدنصر، پسر نبونید، معرفی کرد.
داریوش سپاهی را به فرماندهی اینتافرن فرستاد.
شورش شکست خورد و اَرَخَه و پیروان اصلی او دستگیر شدند.
کتیبه سپس مجازات آنان را ثبت میکند.
۱۴) نوزده نبرد و نه پادشاه
یکی از معروفترین بخشهای کتیبه، جمعبندی داریوش است.
او میگوید:
«پس از آنکه شاه شدم، در یک سال نوزده نبرد کردم و به یاری اهورامزدا نه پادشاه را شکست دادم و اسیر کردم.»
سپس نام نه رقیب یا شورشگر را ذکر میکند:
- گئومات مغ
- آشینا از ایلام
- نیدینتو-بل از بابل
- مرتیا
- فرورتیش از ماد
- تریتانتخمه از ساگارتی
- فرادا از مرگیانه
- وهیزداته
- ارخه از بابل
۱۵) مفهوم «دروغ» در کتیبه بیستون
یکی از واژهها و مفاهیم مهم کتیبه دروغ است.
داریوش بارها مخالفان خود را کسانی معرفی میکند که با «دروغ» مردم را فریب دادهاند.
در جهانبینی رسمی داریوش، تقابل میان راستی و دروغ نقشی اساسی دارد.
او خود را پادشاهی معرفی میکند که به راستی عمل کرده و شورشیان را نمایندگان دروغ میداند.
در پایان بخش اصلی کتیبه، داریوش به شاه آینده سفارش میکند که مراقب دروغ و شورش باشد.
۱۶) تأکید داریوش بر حقیقت نوشته
داریوش حتی از خوانندگان آینده کتیبه میخواهد سخنان او را باور کنند.
مضمون یکی از بخشهای مهم چنین است:
«آنچه انجام دادهام، باور کنید و آن را دروغ نپندارید.»
او میگوید اهورامزدا شاهد است که آنچه نوشته، حقیقت دارد.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد کتیبه فقط یک گزارش نظامی نیست، بلکه نوعی بیانیه مشروعیت سیاسی نیز هست.
البته از دیدگاه پژوهش تاریخی، باید توجه داشت که بیستون یک کتیبه سلطنتی و روایت رسمی داریوش است. بنابراین اطلاعات آن اهمیت بسیار زیادی دارد، اما مانند هر منبع تاریخی دیگری باید در کنار منابع دیگر بررسی و نقد شود.
۱۷) سفارش داریوش به شاهان آینده
یکی از جالبترین قسمتهای کتیبه خطاب مستقیم داریوش به پادشاهان آینده است.
او میگوید کسی که در آینده این نوشته و نقشها را میبیند، نباید آنها را خراب کند، بلکه باید از آنها نگهداری کند.
سپس برای کسی که از کتیبه محافظت کند، برکت و برای کسی که آن را نابود کند، نفرین درخواست میکند.
این بخش نشان میدهد که داریوش از همان ابتدا برای حفظ یادمان و انتقال پیام خود به نسلهای آینده اهمیت قائل بوده است.
۱۸) یاران داریوش
داریوش در پایان بخش اصلی، نام چند تن از کسانی را که در کشتن گئومات همراه او بودند، ثبت میکند.
از جمله:
- اینتافرن
- اوتانه
- گبریاس
- هیدرنه
- مگابیز
- اردومنیش
این فهرست برای شناخت ساختار سیاسی و نخبگان نخستین دوره حکومت داریوش اهمیت دارد.
۱۹) نسخههای نوشته و انتشار متن
داریوش میگوید متن کتیبه فقط روی سنگ نوشته نشده بود.
طبق متن، نوشتههایی از آن بر روی لوحهای گِلی و پوست نیز تهیه شد و نسخههایی برای مناطق مختلف فرستاده شد.
این موضوع نشان میدهد که کتیبه بیستون بخشی از یک برنامه گستردهتر برای انتشار روایت سلطنت داریوش در سراسر شاهنشاهی بوده است.
۲۰) ادامه کتیبه و جنگ با ایلام و سکاها
بخش پنجم کتیبه بعدها رویدادهای مربوط به سالهای دوم و سوم سلطنت داریوش را نیز ثبت میکند.
در این قسمت از شورش دوباره ایلام و همچنین لشکرکشی داریوش علیه سکاهای کلاهنوکتیز سخن گفته میشود.
یکی از رهبران سکاها به نام سکونخا در نقش برجسته نیز شناخته میشود.
این قسمت نشان میدهد که کتیبه تنها به حوادث سال نخست حکومت داریوش محدود نبوده است.
ساختار کلی کتیبه
میتوان محتوای بیستون را به چند بخش اصلی تقسیم کرد:
بخش نخست: معرفی داریوش و خاندان هخامنشی
بخش دوم: معرفی سرزمینهای تحت فرمان
بخش سوم: روایت گئومات و رسیدن داریوش به قدرت
بخش چهارم: سرکوب شورشها
بخش پنجم: فهرست نه رقیب یا پادشاه شورشی
بخش ششم: تأکید بر راستی و مشروعیت داریوش
بخش هفتم: سفارش به شاهان آینده
بخش هشتم: معرفی یاران داریوش
بخش نهم: ادامه رویدادها در سالهای دوم و سوم سلطنت، از جمله ایلام و سکاها.
کتیبه بیستون و رمزگشایی خط میخی
اهمیت بیستون فقط به محتوای تاریخی آن محدود نمیشود.
در قرن نوزدهم میلادی، پژوهشگران اروپایی در تلاش بودند نظامهای مختلف خط میخی را بخوانند.
هنری راولینسون در دهه ۱۸۳۰ و ۱۸۴۰ روی کتیبه بیستون کار کرد. دسترسی به متن برای او بسیار دشوار بود و برای تهیه نسخه و خواندن نوشته مجبور به فعالیت در ارتفاع زیاد صخره شد.
او سرانجام در دهه ۱۸۴۰ متن فارسی باستان را منتشر و ترجمه کرد و نسخههای موجود در بیستون نقش بسیار مهمی در پیشرفت رمزگشایی خط میخی داشتند.
ایرانیکا تصریح میکند که انتشار و ترجمه متن بزرگ بیستون در سالهای ۱۸۴۶ و ۱۸۴۷ توسط راولینسون یکی از مراحل مهم در روند رمزگشایی خط میخی بود.
به همین دلیل، بیستون را گاهی از نظر اهمیت برای مطالعه خط میخی با سنگ روزتا در مصر مقایسه میکنند.
چرا بیستون برای تاریخ ایران اهمیت دارد؟
بیستون چند ویژگی دارد که آن را به یک منبع تاریخی استثنایی تبدیل میکند:
۱) روایت مستقیم یک شاه هخامنشی
کتیبه یکی از مهمترین اسناد مستقیم مربوط به داریوش است.
۲) ثبت وقایع سیاسی و نظامی
در آن نام شورشها، رهبران، نبردها، مناطق و حتی تاریخ برخی نبردها آمده است.
۳) معرفی ساختار جغرافیایی شاهنشاهی
فهرست سرزمینهای تابع داریوش یکی از منابع مهم برای شناخت گستره شاهنشاهی هخامنشی است.
۴) متن سهزبانه
وجود فارسی باستان، ایلامی و بابلی امکان مقایسه متون را فراهم کرد.
۵) اهمیت برای رمزگشایی خط میخی
بیستون در روند خواندن خط میخی فارسی باستان و سپس مطالعه دیگر سنتهای میخی نقشی بنیادی داشت.
۶) ترکیب متن و تصویر
کتیبه تنها یک متن نیست. نقش برجسته داریوش، اهورامزدا و شخصیتهای مقابل او همراه با نوشتهها یک برنامه تصویری و سیاسی واحد ایجاد کردهاند.
آیا روایت بیستون کاملاً بیطرف است؟
خیر.
این نکته برای روایت تاریخی معتبر بسیار مهم است.
کتیبه را خود داریوش و دستگاه سلطنتی او ایجاد کردند و هدف آن فقط ثبت اتفاقات نبود، بلکه اثبات مشروعیت پادشاهی داریوش نیز بود.
داریوش خود را پادشاه قانونی معرفی میکند، گئومات را غاصب میداند، شورشیان را با مفهوم «دروغ» مرتبط میکند و پیروزیهای خود را به یاری اهورامزدا نسبت میدهد.
بنابراین بیستون همزمان دو ارزش دارد:
- یک منبع تاریخی بسیار مهم برای شناخت رویدادهای آغاز سلطنت داریوش است
- و در عین حال یک متن سیاسی و سلطنتی است که باید با نگاه انتقادی خوانده شود.
ایرانیکا نیز کتیبه را روایتی تاریخی میداند که داریوش از آن برای بیان و توجیه حق خود بر پادشاهی استفاده کرده است.
وضعیت جهانی بیستون
مجموعه تاریخی بیستون در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.
یونسکو ارزش این مجموعه را به دلیل تنوع آثار تاریخی آن و بهویژه نقش برجسته و کتیبه داریوش مورد تأکید قرار داده است. طبق معرفی یونسکو، نقش برجسته و کتیبه داریوش مهمترین اثر مجموعه به شمار میرود و نوشتههای آن روایت نبردهای داریوش در سالهای آغازین سلطنتش را ارائه میکنند.
یک نکته مهم درباره تعداد خطوط کتیبه
گاهی در منابع مختلف اعداد متفاوتی برای تعداد خطوط و نوشتههای بیستون دیده میشود.
علت این تفاوت آن است که پژوهشگران ممکن است نسخه فارسی باستان، مجموع سه نسخه، بخشهای اصلی و الحاقی، یا کل مجموعه نوشتهها را مبنای شمارش قرار دهند.
یونسکو از حدود ۱۲۰۰ خط نوشته در مجموعه نقش برجسته و کتیبه سخن میگوید، در حالی که منابع تخصصی برای متن فارسی باستان و بخشهای مختلف اعداد دیگری ارائه میکنند. بنابراین برای یک روایت تاریخی بهتر است به جای یک عدد مطلق، مشخص کنیم منظور کدام بخش از مجموعه است.
درنتیجه
کتیبه بیستون یکی از مهمترین اسناد باقیمانده از شاهنشاهی هخامنشی است. این اثر در آغاز سلطنت داریوش بزرگ ایجاد شد تا روایت رسمی او از بحران جانشینی پس از کمبوجیه، ظهور گئومات، رسیدن داریوش به قدرت و سرکوب شورشهای گسترده در سراسر شاهنشاهی را ثبت کند.
کتیبه علاوه بر ارزش تاریخی، از نظر زبانشناسی و شناخت خط میخی نیز اهمیت فوقالعادهای دارد. سهزبانه بودن آن به پژوهشگران امکان داد متون فارسی باستان، ایلامی و بابلی را با یکدیگر مقایسه کنند و کار راولینسون بر روی آن نقش مهمی در گشودن راه مطالعه علمی خط میخی داشت.
امروز، بیستون تنها یادگار یک شاه و یک سلسله نیست؛ بلکه سندی سنگی از یکی از مهمترین دورههای تاریخ ایران و یکی از کلیدیترین منابع برای شناخت جهان سیاسی، نظامی، زبانی و فرهنگی هخامنشیان است.
منابع:
Encyclopaedia Iranica، Bisotun III: Darius's Inscriptions↪︎
UNESCO، Bisotun World Heritage Site↪︎
Livius، Behistun Inscription، متن و ترجمه فارسی باستان↪︎
Encyclopaedia Iranica، Bisotun I: Introduction↪︎
#کتیبه بیستون, #داریوش بزرگ, #هخامنشیان, #ایران ماپیوند: هخامنشیان↪︎ | معروفترین کتیبههای هخامنشی؛ سخن شاهان هخامنشی + عکس و ترجمه↪︎
