اشکانیان و روم یک جنگ واحد نداشتند، بلکه نزدیک به سه قرن رقابت، لشکرکشی، نبرد، آتش‌بس و پیمان داشتند. بخش بزرگی از این رقابت هم بر سر ارمنستان و بین‌النهرین بود.

آغاز ماجرا، وقتی روم به همسایه ایران تبدیل شد
تا پیش از قرن اول پیش از میلاد، روم و اشکانیان مستقیماً با هم مرز نداشتند.
روم ابتدا سلوکیان را شکست داد و در شرق مدیترانه گسترش پیدا کرد. سپس در سال ۶۴ تا ۶۳ پ.م. پومپه سوریه را به قلمرو روم اضافه کرد و آخرین بقایای قدرت سلوکی را از میان برد.
از اینجا به بعد، روم و اشکانیان عملاً همسایه شدند.
در یک طرف:

  • شاهنشاهی اشکانی

با پایتخت مهم تیسفون و ارتش متکی بر سواره‌نظام.
در طرف دیگر:

  • جمهوری روم

با لژیون‌های سنگین و یکی از منظم‌ترین ارتش‌های جهان باستان.
و نقطه تماس اصلی دو قدرت:

  • بین‌النهرین، سوریه و ارمنستان.

نخستین فاجعه روم، نبرد حران، ۵۳ پ.م.
این مشهورترین جنگ اشکانی و روم است.


فرمانده رومی:
مارکوس لیسینیوس کراسوس


فرمانده ایرانی:

سورنا

شاه اشکانی:

اُرُد دوم

کراسوس یکی از قدرتمندترین سیاستمداران روم بود. بعد از سزار و پومپه، او می‌خواست با فتح ایران شهرت نظامی عظیمی به دست آورد.
هدفش بسیار بزرگ بود:

  • فتح شاهنشاهی اشکانی.

در سال ۵۳ پ.م. کراسوس با ارتشی بزرگ وارد بین‌النهرین شد.
اما یک اشتباه استراتژیک کرد.

📎 پیوند

برای مطالعهٔ جامع دربارهٔ سلسلهٔ اشکانی، شاهنشاهی ارشک تا اردوان‌چهارم و.. به بخش:

صفحه‌اصلی← حکومت های ایران/حکومت های باستانی/اشکانیان↪︎

در وبسایت ایران‌ما مراجعه کنید یا روی مسیر بالا کلیک کنید.

تاکتیک اشکانیان

سورنا ارتش خود را عمدتاً بر پایه سواره‌نظام سازمان داده بود:

  • کمانداران سواره

و

  • کاتافراکت‌ها، یعنی سواره‌نظام سنگین زره‌پوش.

کمانداران اشکانی دائماً حرکت می‌کردند، تیر می‌انداختند و از درگیری مستقیم فرار می‌کردند.

رومی‌ها جلو می‌آمدند.

اشکانیان عقب می‌رفتند.

رومی‌ها تصور می‌کردند دشمن در حال فرار است.

اما دوباره از فاصله دور تیر می‌بارید.

«تیر پارتی» و نابودی ارتش کراسوس

ارتش روم در دشت حران گرفتار شد.

کمانداران اشکانی تقریباً از هر طرف به رومیان تیراندازی می‌کردند.

وقتی رومی‌ها برای حمله حرکت می‌کردند، سواره‌نظام اشکانی عقب می‌کشید.

وقتی رومی‌ها متوقف می‌شدند، دوباره تیرها شروع می‌شد.

اشکانیان حتی از تکنیکی استفاده می‌کردند که بعدها به نام Parthian shot یا «تیر پارتی» مشهور شد، یعنی تیراندازی هنگام عقب‌نشینی و چرخاندن بدن و اسب برای شلیک به تعقیب‌کننده.

در نهایت نیروهای روم متلاشی شدند.

پسر کراسوس، پوبلیوس کراسوس نیز کشته شد.

خود کراسوس به مذاکرات کشیده شد و در جریان آشوب کشته شد.

منابع ایرانی ایرانیکا شکست کراسوس در حران را از مهم‌ترین پیروزی‌های اشکانی بر روم می‌دانند.

نتیجه:

پیروزی قاطع اشکانیان

و یکی از سنگین‌ترین شکست‌های نظامی جمهوری روم.

بعد از حران، اشکانیان وارد سوریه شدند
روم تصور می‌کرد با حران مشکل تمام شده است.
اما برعکس، اشکانیان در سال‌های بعد توانستند به سمت غرب فشار بیاورند.
حدود ۵۱ پ.م. نیروهای اشکانی وارد سوریه شدند.
اما روم هنوز بسیار قدرتمند بود و توانست آنها را عقب براند.↪︎
اینجا یک الگو شکل گرفت که تقریباً در تمام تاریخ روابط ایران و روم تکرار شد:
ایران در بین‌النهرین و شرق قدرتمند بود، روم در سوریه و مدیترانه.
هر دو قدرت می‌توانستند وارد سرزمین دیگری شوند، اما نگه داشتن مناطق فتح‌شده بسیار دشوار بود.

جنگ ایران و روم در ۴۰ تا ۳۸ پ.م.

چند سال بعد، اشکانیان دوباره حمله کردند.

این بار فرمانده ایرانی:

پاکور

پسر اُرُد دوم بود.

در کنار او:

کویینتوس لابینوس

قرار داشت، یک فرمانده رومی که علیه حکومت روم شوریده بود.

آنها وارد سوریه شدند.

و اتفاق جالبی افتاد:

بعضی از نیروهای رومی در برابر اشکانیان شکست خوردند یا به آنها پیوستند.

اشکانیان تا بخش‌هایی از سوریه پیش رفتند.

اما روم فرمانده بسیار توانمندی داشت:

پوبلیوس ونتیدیوس باسوس

ضدحمله ونتیدیوس باسوس
ونتیدیوس یکی از معدود فرماندهان رومی بود که خیلی خوب فهمیده بود چگونه باید با سواره‌نظام اشکانی بجنگد.
او از زمین و ارتفاعات به نفع خود استفاده کرد.
در سال ۳۹ پ.م. لابینوس شکست خورد و کشته شد.
سپس نیروهای اشکانی دوباره وارد نبرد شدند.
در نبرد کوه گنداروس، ۳۸ پ.م.، ونتیدیوس ارتش اشکانی را شکست داد.
پاکور نیز کشته شد.
این پیروزی برای روم بسیار مهم بود.
روم نه‌تنها سوریه را پس گرفت، بلکه تهدید اشکانیان را برای مدتی از مرزهای خود دور کرد.
پس از آن، اشکانیان دیگر نتوانستند همانند سال‌های قبل به‌سادگی وارد سوریه شوند.

مارک آنتونی، انتقام روم از ایران

بعد از این اتفاق، مارک آنتونی تصمیم گرفت شکست کراسوس را جبران کند.

او در سال ۳۶ پ.م. یکی از بزرگ‌ترین لشکرکشی‌های روم علیه اشکانیان را آغاز کرد.

هدف:

فتح ایران.

آنتونی ارتش عظیمی داشت.

اما اشتباه بزرگی مرتکب شد.

او دستگاه‌های محاصره سنگین خود را جلوتر از ارتش اصلی فرستاد.

اشکانیان به آن حمله کردند و تجهیزات محاصره را نابود کردند.

ارتش آنتونی در محاصره

آنتونی به سمت شرق پیش رفت.

اما ارتش اشکانی از نبرد مستقیم اجتناب می‌کرد و خطوط تدارکاتی روم را می‌زد.

رومی‌ها برای غذا و تجهیزات مشکل پیدا کردند.

نبردهای متعددی رخ داد.

آنتونی چند بار تلاش کرد ارتش اشکانی را مجبور به نبرد مستقیم کند.

اما اشکانیان از همان مزیت همیشگی خود استفاده کردند:

  • تحرک سواره‌نظام.

در نهایت آنتونی مجبور به عقب‌نشینی شد.

ارتش او در هنگام عقب‌نشینی نیز تلفات سنگینی داد.

این لشکرکشی با وجود بزرگی ارتش روم، شکست خورد. ایرانیکا نیز لشکرکشی آنتونی در سال ۳۶ پ.م. را شکست مهم روم ثبت می‌کند.↪︎

یک پیروزی دیگر برای اشکانیان، اما نه فتح روم

در این مرحله باید یک نکته را بفهمیم.

اشکانیان در چندین جنگ روم را شکست دادند، اما هیچ‌گاه نتوانستند امپراتوری روم را نابود کنند.

روم هم همین مشکل را در برابر ایران داشت.

هر دو قدرت برای:

حمله کردن

توانایی زیادی داشتند.

ولی برای:

فتح کامل و دائمی دشمن

نه.

مسئله ارمنستان، بمب ساعتی میان ایران و روم

بعد از جنگ‌های اولیه، یکی از بزرگ‌ترین دلایل جنگ، ارمنستان بود.

ارمنستان بین ایران و روم قرار داشت.

اگر شاه ارمنستان وابسته به ایران می‌شد، مرز روم در خطر بود.

اگر شاه ارمنستان وابسته به روم می‌شد، ایران احساس می‌کرد مرز غربی‌اش تهدید شده است.

بنابراین هر دو امپراتوری می‌خواستند پادشاه ارمنستان از جناح خودشان باشد.

این موضوع در قرن اول میلادی به یک جنگ بزرگ تبدیل شد.

جنگ بزرگ ارمنستان، ۵۸ تا ۶۳ میلادی

شاه اشکانی:

وُلوگاش یکم

تصمیم گرفت برادرش:

تیرداد

را شاه ارمنستان کند.

روم مخالفت کرد.

امپراتور نرون فرمانده بزرگی به نام:

گنائوس دومیتیوس کوربولو

را به شرق فرستاد.

کوربولو وارد ارمنستان می‌شود

کوربولو در سال ۵۸ میلادی با نیروی بزرگی وارد ارمنستان شد.

او به سمت شهرهای مهم حرکت کرد.

  • آرتاشات

و

  • تیگراناکرت

از مراکز مهم بودند.

آرتاشات سقوط کرد و رومیان آن را تخریب کردند.↪︎

سال بعد، تیگراناکرت نیز به رومیان تسلیم شد.↪︎

در ظاهر، روم برنده بود.

اما جنگ تمام نشده بود.

ضدحمله وولوگاش

وولوگاش نمی‌توانست اجازه دهد روم ارمنستان را برای همیشه تحت کنترل بگیرد.

او ارتش خود را آماده کرد.

درگیری‌های مختلفی اتفاق افتاد.

روم نیروی زیادی در منطقه داشت، اما حفظ ارمنستان بسیار پرهزینه بود.

سپس یک فرمانده رومی دیگر:

کِسنّیوس پائتوس

به جای کوربولو فرماندهی بخشی از نیروها را بر عهده گرفت.

و اینجا یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های روم در برابر اشکانیان رخ داد.

نبرد رَندِیا، ۶۲ میلادی

پائتوس با نیروهای خود وارد ارمنستان شد.

وولوگاش ارتش اشکانی را جلو آورد.

نیروهای رومی در اردوگاه خود محاصره شدند.

اشکانیان فشار را افزایش دادند.

رومی‌ها در نهایت مجبور به تسلیم شدند.

این شکست چنان سنگین بود که پائتوس تلاش کرد آن را به شکل پیروزی جلوه دهد، اما واقعیت شکست رومیان بود.↪︎

این یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های نظامی اشکانیان در قرن اول میلادی است.

پایان جنگ با یک مصالحه عجیب

روم هنوز نمی‌توانست به سادگی شکست را بپذیرد.

کوربولو دوباره وارد مذاکرات شد.

در نهایت در سال ۶۳ میلادی توافقی شکل گرفت:

  • تیرداد، شاه اشکانی، شاه ارمنستان می‌شد، اما تاج او باید از سوی امپراتور روم تأیید می‌شد.

یعنی یک نوع مصالحه میان دو قدرت.

در سال ۶۶ میلادی تیرداد به روم رفت و نرون تاج ارمنستان را بر سر او گذاشت.↪︎

پس نتیجه جنگ جالب بود:

ایران کنترل واقعی خاندان حاکم ارمنستان را حفظ کرد، ولی روم هم ادعای سیاسی خود را حفظ کرد.

این وضعیت را می‌توان نوعی هم‌حاکمیتی یا co-suzerainty دانست.↪︎

چند دهه آرامش

بعد از این جنگ، برای مدتی روابط ایران و روم آرام‌تر شد.

اما آرامش دائمی نبود.

چون مشکل اصلی همچنان سر جای خودش بود:

  • ارمنستان و بین‌النهرین.

تراژان، بزرگ‌ترین حمله روم به اشکانیان

سال ۱۱۳ میلادی.

امپراتور روم:

تراژان

تصمیم گرفت کار اشکانیان را یک‌بار برای همیشه تمام کند.

او در سال ۱۱۴ وارد جنگ شد.

روم:

ارمنستان را ضمیمه کرد.

سپس به سمت شرق حرکت کرد.

در سال ۱۱۵، رومیان به:

  • آشور و بین‌النهرین

پیشروی کردند.

در سال ۱۱۶:

  • تیسفون

پایتخت اشکانیان سقوط کرد.

این یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های نظامی روم در تمام تاریخ جنگ‌هایش با ایران بود.↪︎

آیا تراژان ایران را شکست داد؟

در میدان نبرد و تصرف شهرها:

بله، تراژان بسیار موفق بود.

اما در جنگ راهبردی:

نه.

چرا؟

چون نگه داشتن بین‌النهرین بسیار دشوار بود.

شورش‌ها شروع شدند.

رومیان مجبور شدند نیروهای زیادی را برای کنترل مناطق تازه فتح‌شده پراکنده کنند.

تراژان در سال ۱۱۷ درگذشت.

جانشینش:

هادریان

تصمیم گرفت سیاست او را کنار بگذارد.

روم از بسیاری از فتوحات شرقی عقب نشست و در نهایت در سال ۱۲۲ صلح برقرار شد.↪︎

این یک نمونه بسیار مهم از تفاوت:

  • پیروزی تاکتیکی

با

  • پیروزی استراتژیک

است.

روم تیسفون را گرفته بود، اما نتوانست آن را برای مدت طولانی حفظ کند.

یک دوره نسبتاً آرام

پس از عقب‌نشینی هادریان، مدتی اوضاع آرام‌تر شد.

اما در قرن دوم دوباره جنگ آغاز شد.

این بار روم به فرماندهی:

لوسیوس وروس

و فرماندهانش وارد جنگ شدند.

جنگ ۱۶۱ تا ۱۶۶ میلادی

شاه اشکانی:

وولوگاش چهارم

در ارمنستان مداخله کرد.

روم واکنش نشان داد.

در ابتدا اشکانیان موفق شدند یک ارتش رومی را شکست دهند.

اما روم نیروی بیشتری فرستاد.

فرمانده رومی:

استاتیوس پریسکوس

به ارمنستان حمله کرد.

آرتاشات دوباره سقوط کرد.

سپس فرمانده دیگری:

آویدیوس کاسیوس

به سمت بین‌النهرین رفت.

رومیان:

  • سلوکیه

و

  • تیسفون

را تصرف↪︎ کردند.

اما یک دشمن نامرئی وارد شد

ارتش روم در بازگشت با بیماری‌های شدید مواجه شد.

شیوع بیماری، که معمولاً با عنوان طاعون آنتونین شناخته می‌شود، تلفات سنگینی ایجاد کرد.

بنابراین رومیان اگرچه در میدان جنگ موفق شده بودند، اما جنگ برای آنها بسیار پرهزینه شد.

جنگ در حدود ۱۶۶ پایان یافت.

بازگشت روم، سپتیمیوس سوروس

در اواخر قرن دوم، دوباره جنگ آغاز شد.

امپراتور:

سپتیمیوس سوروس

در سال‌های ۱۹۵ و سپس ۱۹۷ تا ۱۹۸ میلادی به شرق لشکر کشید.

روم دوباره وارد بین‌النهرین شد.

در جریان لشکرکشی دوم:

  • تیسفون

بار دیگر سقوط کرد.

این اتفاق در منابع تاریخی به عنوان یکی از پیروزی‌های مهم سپتیمیوس سوروس ثبت شد.↪︎

اما باز هم همان داستان قدیمی تکرار شد:

روم می‌توانست تیسفون را بگیرد.

اما نمی‌توانست شاهنشاهی اشکانی را برای همیشه نابود کند.

آخرین جنگ، کاراکالا

در اوایل قرن سوم میلادی، امپراتور:

کاراکالا

تصمیم گرفت دوباره به اشکانیان حمله کند.

او در سال ۲۱۶ میلادی وارد بین‌النهرین شد.

کاراکالا حتی تلاش کرد از اختلافات داخلی اشکانیان استفاده کند.

اما خیلی زود در سال ۲۱۷ میلادی ترور شد.

جانشینش:

ماکرینوس

با ارتش اشکانی روبه‌رو شد.

نبرد نیسیبیس، ۲۱۷ میلادی

این آخرین نبرد بزرگ روم و اشکانیان بود.

ارتش روم و اشکانی چند روز با هم درگیر شدند.

جنگ بسیار سنگین بود.

در نهایت ماکرینوس نتوانست یک پیروزی قاطع به دست آورد و مجبور شد مذاکره کند.

روم برای پایان جنگ شرایط مالی سنگینی پذیرفت.

این آخرین درگیری بزرگ میان روم و شاهنشاهی اشکانی بود.

و تنها چند سال بعد، خود اشکانیان سقوط کردند.

پایان اشکانیان، ۲۲۴ میلادی

در فارس، یک فرمانروای محلی به نام:

اردشیر بابکان

قدرت گرفت.

او علیه آخرین شاه بزرگ اشکانی:

اردوان چهارم

شورش کرد.

در نبرد نهایی، اردشیر پیروز شد.

اردوان کشته شد.

و در حدود ۲۲۴ میلادی شاهنشاهی اشکانی پایان یافت.

دودمان جدیدی ظهور کرد:

شاهنشاهی ساسانی

و از اینجا داستان ایران و روم وارد مرحله‌ای حتی بزرگ‌تر شد.

که در پُست های آینده وبسایت ایران‌ما به آن میپردازیم.↪︎

سه پیروزی اشکانی که از همه مشهورترند:
۱. حران، ۵۳ پ.م.
سورنا ← کراسوس
یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های نظامی روم.
۲. رَندِیا، ۶۲ م.
وولوگاش یکم ← پائتوس
ارتش روم محاصره و مجبور به تسلیم شد.
۳. مقاومت در برابر تراژان
روم تا تیسفون پیش رفت، اما نتوانست فتوحاتش را تثبیت کند و پس از مرگ تراژان عقب نشست.


و اگر بخواهیم سه پیروزی بزرگ روم را انتخاب کنیم:
۱. ونتیدیوس باسوس، ۳۹ تا ۳۸ پ.م.
اشکانیان را از سوریه بیرون راند.
۲. تراژان، ۱۱۴ تا ۱۱۷ م.
ارمنستان و بین‌النهرین را گرفت و تیسفون را تصرف کرد.
۳. جنگ لوسیوس وروس، ۱۶۱ تا ۱۶۶ م.
روم دوباره به ارمنستان و بین‌النهرین پیشروی کرد و تیسفون را گرفت.


و نکته جالب اینجاست: حتی با وجود این پیروزی‌های روم، وقتی اشکانیان در ۲۲۴ سقوط کردند، عامل اصلی سقوطشان روم نبود؛ بلکه شورش داخلی اردشیر بابکان و شکل‌گیری قدرت جدید ساسانی بود.

پیوند: اشکانیان↪︎ | شاهنشاهی ساسانی و روم؛ از نبرد با روم و جنگ با بیزانس↪︎

#اشکانیان, #روم, #نبرد حران, #رندیا